خوش آمدید به گروه اينترنتي مشكان
 
 

  منوي اصلي

· صفحه اصلی
· 10 برتر
· لینكستان
· لیست اخبار
· لیست اعضاء
· معرفی ما
· نظر سنجی ها
· پرسش های متداول
· آرشیو مطالب
· ارسال مطلب در سايت
· بانك مقالات
· تماس با ما
· تالارهای گفتمان
· جستجو
· حساب كاربری شما
· دانلود ها
 

  ورود

نام كاربر

كلمه عبور

هنوز حساب كاربری ندارید ؟ شما می توانید یكی ایجاد كنید. به عنوان یك كاربران ثبت نام شده شما برخی مزایا مانند مدیریت قالب ، تنظیم نظرات و ارسال نظرات با نام خود را دارید.
 

  جستجو



 

  نظر سنجی

ياد امام زمان در زندگي شما چقدر است؟

بسيار زياد
زياد
كم
اعتقادي ندارم



نتایج
رای گیری ها

آراء: 162
نظرات: 0
 

  تبلیغات


روز وصل

 

 
  عطر: برای آنها که هنوز نمرده اند...
ارسال شده در Friday, February 20 @ 20:58:11 IRST توسط admin
 
 
  شهيد

نمیدانم این چندمین سلام است، ولی میدانم که جواب سلام واجب است.

و مینویسم برای چندمین بار و میدانم که بی پاسخ نمی ماند مثل همیشه.

مینویسم برای تمامی آنهایی که مثل تو خواستند که گمنام بمانند.

مى‏شناسمت به خوبی، تو شايد براى آنها كه جهت ثواب به مزار شهداء مى‏آيند گمنام باشى، چرا كه نامت را برسنگ مزارت ننوشته‏اند، سنگ مزاری که در اثر توجه خاص مسئولین بنیاد شهید و ... چندین تکه شده، سنگ قبرت از مرمر سفيد نيست، قاب عكس ندارى، هيچ شمعی بر مزارت سو سو نمی زند. حتى همان سنگ قبرت  هم مدتهاست كه با آبى شستشو نگرديده، ولى من تو را خوب مى‏شناسم ‏خيلى خوب، تو براى من گمنام نيستى، نامت بسيجى است، شهرتت دريا دل و پدرت خمينى ...



برای آنها که هنوز نمرده اند...

نمیدانم این چندمین سلام است، ولی میدانم که جواب سلام واجب است.

و مینویسم برای چندمین بار و میدانم که بی پاسخ نمی ماند مثل همیشه.

مینویسم برای تمامی آنهایی که مثل تو خواستند که گمنام بمانند.

مى‏شناسمت به خوبی، تو شايد براى آنها كه جهت ثواب به مزار شهداء مى‏آيند گمنام باشى، چرا كه نامت را برسنگ مزارت ننوشته‏اند، سنگ مزاری که در اثر توجه خاص مسئولین بنیاد شهید و ... چندین تکه شده، سنگ قبرت از مرمر سفيد نيست، قاب عكس ندارى، هيچ شمعی بر مزارت سو سو نمی زند. حتى همان سنگ قبرت  هم مدتهاست كه با آبى شستشو نگرديده، ولى من تو را خوب مى‏شناسم ‏خيلى خوب، تو براى من گمنام نيستى، نامت بسيجى است، شهرتت دريا دل و پدرت خمينى ...

 دیده بودمت. بارها و بارها

آنگاه كه بعد از مناجات شبانه و نماز صبحت با گروهانتان مى‏دويدى، اسلحه بر دوشت سنگينى مى‏كرد اما لبخندت از چهره مظلومت بيرون نمى‏رفت، در آن هنگام كه در گوشه ای از چادر، آرام و آهسته گوشه‏اى مى‏گرفتى ،قرآنت را از جيب پيراهنت در مى‏آوردى و شروع به قرائت مى‏كردى. حركات لبت را مى‏ديدم و اشكهاى متصل چشمت را كه بى‏امانت كرده بود.

نيمه شبها بیدار میشدی، فانوس آويخته از ميله چادر را بر مى‏داشتى و بيرون مى‏زدى، پوتين‏هايت را كه هميشه در جاى مخصوص قرارشان مى‏دادى بى‏سروصدا مى‏پوشيدى و من ديگر تو را نمى‏ديدم، فقط وقتى براى نماز صبح به حسينيه مى‏آمدم چشمانت را خون گرفته بود، اما وقتى سلامت مى‏دادم برويم مى‏خنديدى بگونه‏اى كه انگار نه انگار كه مدتهاست با حبيبت خلوت كرده و در دامنش مى‏گريستى.

آنگاه كه جمعه‏ها با رفقايت به مرخصى شهرى مى‏رفتى وسايل حمامت را در چفيه سفيدت پيچيده بودى در كنار جاده خاكى كرخه منتظر تويوتا.

آنگاه كه كمربندى از اتوبوس دور تا دور اردوگاه بعلامت فرا رسيدن كار، دلها را به شوق آورده بود، در ميان بچه‏ها نبودى، در دل شيارى تنها در خودت سير مى‏كردى، تو بودى و صفحه‏اى كاغذ و يك خودكار، تو و صفحه‏اى كاغذ و يك خودكار و ... خدا، او مى‏گفت و تو مى‏نوشتى، وصيتنامه.

و آنگاه كه در نيمه شب شلمچه يا سحرگاه فاو و يا صلوة ظهر مهران خمپاره‏اى در كنارت نشست تمام وجودت آتش شده بود، درست مثل پروانه‏هاى شعله‏وار از عشق شمع؛ ساكت و آرام بر زمين افتادى و شدى شهيد گمنام. پس تو گمنام نيستى، تو گمنام نديده‏اى بيا تا نشانت دهم .موجوداتى در اين دنيا هستند كه همه نامشان در نانشان پيچيده كه اگر نانشان را ببرى ديگر كسى آنها را نمى‏شناسد. مردانگى و شرف، ديانت و ايثار و غيرت، حسين(ع) و زينب(س)، امام و شهادت در دايره محدود ايده‏آلهاشان محلى از اعراب ندارد، تمام عشقشان اينست كه چلوكبابى بخورند اگر چه بقيمت شرف خود، و نوشابه‏اى و بعد زير باد خنك كولرهای گازی چُرتى و همين؛ زندگى براى آنها همين است، بخدا قسم همين است، به همين پوچى‏

آرى تو گمنام نيستى

همه درياها و اقيانوسهاى زلال ترا مى‏شناسند، همه گلهاى بهارى شبنم گرفته از سحر ترا مى‏شناسند ، همه بغضهاى تركيده از داغ، همه فريادهاى درهم پيچيده حلقومها.

و مادرت نيز، هر شب جمعه كه به بهشت زهرا(س) مى‏آيد يكراست قصد كوى شهيدان گمنام مى‏كند بر سر هر قبرى كه نام و نشانى ندارد مى‏نشيند و فاتحه‏اى مى‏خواند اما اگر دقت كرده باشى به اينجا كه مى‏رسد بى‏اختيار اشك از چشمانش جارى مى‏شود. آرى او اينجا احساس ديگرى دارد بوى خون شيربچه‏اش را اينجا بخوبى استشمام مى‏كند، اما خوش به حالت كه از ميان اين همه، نام گمنامى را انتخاب كرده‏اى

نامی که از همه نامها آشناتر است

 
 
  لینكهای مرتبط

· مطالب بیشتر در رابطه با شهيد
· خبر توسط admin


خواندنی ترین مطلب در رابطه با شهيد:
سلام بر شلمچه

 

  ارزیابی مقاله

امتیاز میانگین: 0
آراء: 0

لطفا چند ثانیه وقت بگذارید و به این مقاله رأی دهید:

عالی
خیلی خوب
خوب
عادی
بد

 

  تنظیمات


 چاپ چاپ

 

 
 
موضوعات مرتبط

شهيد
 
 


 
 
"برای آنها که هنوز نمرده اند..." | ورود/ایجاد یك حساب كاربری | 0 نظر
مالك نظرات ارسال كننده آن است. ما مسئولیت مطلب آنها را بر عهده نداریم.
 
 


 
 

كليه حقوق اين سايت متعلق به تحريريه گروه اينترنتي مشكان مي باشد. هر گونه كپي برداري با ذكر منبع مجاز است.