خوش آمدید به گروه اينترنتي مشكان
 
 

  منوي اصلي

· صفحه اصلی
· 10 برتر
· لینكستان
· لیست اخبار
· لیست اعضاء
· معرفی ما
· نظر سنجی ها
· پرسش های متداول
· آرشیو مطالب
· ارسال مطلب در سايت
· بانك مقالات
· تماس با ما
· تالارهای گفتمان
· جستجو
· حساب كاربری شما
· دانلود ها
 

  ورود

نام كاربر

كلمه عبور

هنوز حساب كاربری ندارید ؟ شما می توانید یكی ایجاد كنید. به عنوان یك كاربران ثبت نام شده شما برخی مزایا مانند مدیریت قالب ، تنظیم نظرات و ارسال نظرات با نام خود را دارید.
 

  جستجو



 

  نظر سنجی

ياد امام زمان در زندگي شما چقدر است؟

بسيار زياد
زياد
كم
اعتقادي ندارم



نتایج
رای گیری ها

آراء: 162
نظرات: 0
 

  تبلیغات


پايگاه رسمي هيئت رزمندگان شميرانات

 

 
  امام مهدي: شناخت امامت راه صحيح شناخت امام
ارسال شده در Saturday, July 24 @ 19:35:28 IRDT توسط admin
 
 
  ديني

آيت الله جوادي آملياگر چيزي ذاتاً مستقل بود ، شناخت آن هم مستقل خواهد بود و اگر موجودي ذاتاً مستقل نبود ، شناخت آن،مستقل نخواهد شد. غير خدا هر كه هست و هر چه هست ، فاقد استقلال است ؛ به خدا متّكي است. اگر چيزي اصل هستي اش به خدا متّكي بود ، شناخت آن هم به وساطت شناخت خدا حاصل مي شود . بنابراين اگر كسي خواست امام را بشناسد ، بايد امامت را بشناسد ؛ خواست پيامبر را بشناسد ، بايد پيامبري را بشناسد ؛ چون امامت و رسالت ، شئوني است كه از طرف ذات أقدس له به بندگانش افاضه و اضافه مي شود ، چاره اي نيست ؛ بايد اوّل « خدا » را شناخت. براي اينكه اينها هر چه دارند ، از ناحيه ذات أقدس خداست . اگر خدا را با اوصاف حسنايش شناختيم ؛ آنگاه خلفاي او را مي شناسيم ، انبياء و مرسلين را مي شناسيم ، اولياء و ائمه (عليهم السّلام) را مي شناسيم



شناخت « امامت »

راه صحيح شناخت امام

آنچه وظيفه امت اسلامي در عصر غيبت ولي عصر (أرواحنا فداه) است ، شناخت راستين آن حضرت است . شناخت يك حقيقتي هرگز از غير راه آن حقيقت ممكن نيست . اگر كسي امام را روي شناسنامه اش بشناسد ، در حقيقت امام را نشناخت ! مرحوم مفيد نقل مي كند : يكي از فرزندان امام صادق (ع) به آن حضرت عرض كرد : شما در بين فرزندان تان به موسي بيش از ديگران علاقمنديد ؛ من برادر موسايم ، جدّ هر دوي ما يكي است و پدر هر دوي ما يكي: اليس اصلي و اصله واحداً و ابي و ابوه واحداً . وجود مبارك امام صادق در پاسخ اين فرزندش فرمود : انت ابني و هو من نفسي(1). تو فرزند مني ؛ همانطوري كه هر پدر ، پسري دارد . ولي موسي از جان من است ! شناخت امام در حقيقت به شناخت امامت است . اگر موسي بن جعفر، جان امام صادق است ؛ بر اساس انفسنائي(2) است كه همه ائمه بر همان اساس جان يكديگرند.
اگر چنانچه اوّلين وظيفه ما شناخت امام است كه: من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتهً جاهليّه(3)؛ هر اندازه اين معرفت عميق تر باشد ، از جاهليّت دورتريم ؛ هر اندازه اين معرفت سطحي تر باشد ، به جاهليّت نزديك تريم . پس در اين مطلب سخني نيست كه مهم ترين وظيفه ما در زمان غيبت ولي عصرمان (أرواحنا فداه) ، شناخت و معرفت آن حضرت است .
چگونگي شناخت خدا ، پيامبر (ص) و امامان معصوم (ع)
امّا چگونه او را بشناسيم ؟ مرحوم كليني (رض) اين حديث شريف را در جامع قيّم كافي نقل كرد كه : اعرفواالله بالله و الرّسول بالرّساله و اولي الأمر بالأمر بالمعروف و العدل و الحسان (4). فرمود : شما اگر خواستيد خدا را بشناسيد ، خدا را به خدائي بشناسيد . اگر « الوهيّت» را شناختيد ، ( الله ) را مي شناسيد ؛ و اگر « رسالت » را شناختيد ، (رسول ) را مي شناسيد ؛ و اگر «ا مارت » را و « امامت » را و امر به معروف و نهي از منكر و امر به قسط و عدل و احسان را شناختيد ، (امام ) را مي شناسيد . امامت را وسيله شناخت امام قرار بدهيد ؛ يعني از حقيقت امام به خود امام پي ببريد و رسالت را وسيله شناخت رسول قرار بدهيد ، چه اينكه الوهيّت را بايد وسيله شناخت الله قرار داد . اگر كسي الله را شناخت ، آنگاه مي فهمد كه الوهيّت به وحدت شهادت مي دهد. ممكن نيست الوهيّت با تعدّد سازگار باشد : شهد الله انّه لا له لا هو (5)، يعني الوهيّت منادي وحدت است ؛ اين هم مطلب دوّم .
وابستگي شناخت ( رسالت ) و ( امامت ) به « خدا شناسي »
مطلب سوّم آن است : اگر چيزي ذاتاً مستقل بود ، شناخت آن هم مستقل خواهد بود و اگر موجودي ذاتاً مستقل نبود ، شناخت آن،مستقل نخواهد شد. غير خدا هر كه هست و هر چه هست ، فاقد استقلال است ؛ به خدا متّكي است. اگر چيزي اصل هستي اش به خدا متّكي بود ، شناخت آن هم به وساطت شناخت خدا حاصل مي شود . بنابراين اگر كسي خواست امام را بشناسد ، بايد امامت را بشناسد ؛ خواست پيامبر را بشناسد ، بايد پيامبري را بشناسد ؛ چون امامت و رسالت ، شئوني است كه از طرف ذات أقدس له به بندگانش افاضه و اضافه مي شود ، چاره اي نيست ؛ بايد اوّل « خدا » را شناخت. براي اينكه اينها هر چه دارند ، از ناحيه ذات أقدس خداست . اگر خدا را با اوصاف حسنايش شناختيم ؛ آنگاه خلفاي او را مي شناسيم ، انبياء و مرسلين را مي شناسيم ، اولياء و ائمه (عليهم السّلام) را مي شناسيم ؛ اين هم مطلب بعدي .
مهم ترين وظيفه شيعيان در عصر غيبت ولي عصر (عج)
اين مطالب ياد شده، زمينه آن دعا را فراهم مي كند كه از طرف وجود مبارك امام صادق (ع) درباره موضوع غيبت ولي عصر به ما دستور رسيد . زراره به عرض امام صادق رساند : اگر من آن زمان را ادراك كردم ، وظيفه ام چيست ؟ فرمود : وظيفه تو در عصر غيبت ولي عصر (أرواحنا فداه) ، اگر آن زمان را ادراك كردي اين است كه اين دعا را بخواني : اللّهمّ عرّفني نفسك فنّكان لم تعرّفني نفسك لم اعرف نبيّك . اللّهمّ عرّ فني رسولك فنّك ان لم تعرّفني رسولك لم اعرف حجّتك . اللّهمّ عرّفني حجّتك فنّكان لم تعرّفني حجّتك ضللت عن ديني(6). اين مهم ترين وظيفه شيعيان است در عصر غيبت كه از خدا بخواهند كه خدا را بشناسند ، به خدا عرض كنند : خدايا ! خودت را آنطوري كه مقدور ماست ، به ما معرفي كن كه ما تو را بشناسيم . زيرا اگر تو را نشناختيم ، هرگز پيامبرت را نمي شناسيم و اگر پيامبرت را نشناختيم ، هرگز جانشين پيامبر را نمي شناسيم و اگر جانشين پيامبر را نشناختيم ، گمراه مي شويم . اين ضلالت همان جاهليّت است كه اين زندگي همان زندگي جاهليّت است و زندگي جاهليّت در زمان مرگ به صورت مات ميتهً جاهليّه ظهور مي كند .
دليل ضرورت شناخت « خدا » ، « پيامبر » و « امامان معصوم » براي شيعيان
از اينجا ضرورت طرح مسائل كلامي براي شيعيان عموماً و براي حوزه شيعه خصوصاً روشن مي شود ؛ كه چه اصراري است كه انسان خدا را ، نبوّت را ، امامت وولايت را بشناسد . گرچه آن سخني كه مرحوم كليني نقل كرد ، يك سخن دلپذيري است ؛ امّا اين دو سخن ، هر دو گفته امام است . امام در يك جا فرمود : امام را با امامت بشناسيد ، رسول را با رسالت بشناسيد ؛ در جاي ديگر فرمود : اگر خواستيد رسول را بشناسيد ، بايد الله را بشناسيد و اگر خواستيد امام را بشناسيد ، بايد رسول را بشناسيد . چون امام، جانشين رسول است و رسول ،خليفه الله است . تا انسان، آن اصل را نشناسد ، خليفه او را نمي شناسد .
كلامي بودن مسأله « امامت »
گروهي كه نتوانستند رسالت را درست تحليل كنند ، فكر مي كردند امامت يك امر انتخابي است ، با سقيفه بني ساعده هم مي توان امام معيّن كرد و خليفه انتخاب كرد ! قهراً بحث از مسأله ولايت و امامت به مسأله انتخاب و وكالت منتقل مي شود و اين مسأله عميق كلامي به صورت يك مسأله فقهي تنزّل مي كند . اگر مسأله اي داشتيم كه موضوع مسأله، فعل مكلّف بود ، چنين مسأله اي، مسأله « فقهي » است ؛ زيرا موضوع اين مسأله ،فعل مكلّف است ، محمول مسأله، حكمي از احكام فعل مكلّف . ولي اگر مسأله اي داشتيم كه موضوع مسأله، فعل خدا بود ، نه فعل مكلّف ؛ محمول مسأله، فعلي از افعال خدا ، وصفي از اوصاف خدا ، شأني از شئون ذات أقدس له خواهد بود؛ چنين مسأله اي مي شود مسأله « كلامي » .
مسأله امامت به عقيده ما شيعيان ، مسأله كلامي است . يعني مسأله اي است كه موضوع آن فعل خداست ، نه فعل مكلّف ! بحث در اين است كه آيا ذات أقدس له بعد از رسول اكرم (ص) كسي را منصوب كرده يا نكرده است . شيعه بر اين باور است كه اين مسأله ، مسأله كلامي است ؛ اوّلاً و ذات أقدس له براي رسولش كسي را معيّن كرده ، ثانياً . آنگاه اين مسأله به عنوان مسأله امامت از طرف خدا تعيين مي شود . وقتي از طرف خدا تعيين شد ، چنين كسي متولّي دين است و از طرف خدا به عنوان ولي براي ما معيّن شده است.
دو تا مسأله فقهي زير مجموعه اين يك مسأله كلامي هست و آن اين است كه بر خود آن امام واجب است تكليفاً كه اين سمت را بپذيرد ، حفظ كند ، حراست كند ، ادامه بدهد . دوّم اينكه بر مكلّفين و بر پيروان امت اسلامي واجب است امام را به امامت و ولايت بپذيرند ، به رهبري بپذيرند و مانند آن . اين دو تا مسأله ، مسأله فقهي است ؛ امّا آن مسأله ، مسأله كلامي است .
وظيفه رسمي شيعه ها در عصر غيبت ؛ خواه در نمازها ، خواه بعد از نماز خواندن اين دعاست كه : اللّهمّ عرّ فن ي نفسك ... . دعا ، خواندن است . صرف اينكه انسان لفظي را بر زبان جاري كند ، در حقيقت خدا را نخوانده ! بايد انسان از قلب بيدار، مدد بگيرد و خدا را بخواند تا پاسخ بشنود . اگر دعاي رسمي شيعه ها عموماً و حوزه هاي علمي خصوصاً در عصر غيبت اين است : اللّهمّ عرّ فن ي نفسك .... روشن مي شود كه تا ما امامت را از بالا نشناسيم ، يعني مسأله نبوّت و رسالت به صورت تحليل عميق براي حوزه ها روشن نشود، امامت هم حل نمي شود . گاهي خيال مي كنند امامت يك امر انتخابي است، با سقيفه هم ساخته است ! در حالي كه جز انتصاب چيز ديگر نخواهد بود ، و جز از غدير و امثال غدير نشأت نمي گيرد .
سخنراني آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته) به مناسبت سالروز ميلاد حضرت ولي عصر (عج) در ديدار با فضلاء ، طلاب ، دانشجويان و اقشار مختلف مردم ـ قم ؛ دفتر مقام معظّم رهبري ـ 1375
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) الرشادمفيد / 2 / 218 (2) اشاره به : آل عمران / 61 (3) وسائل الشيعه / 16 / 246
(4) الكافي / 1 / 85 (5) آل عمران / 18 (6) الكافي / 1 / 337

 
 
  لینكهای مرتبط

· مطالب بیشتر در رابطه با ديني
· خبر توسط admin


خواندنی ترین مطلب در رابطه با ديني:
چشم چراني و خيانت چشم

 

  ارزیابی مقاله

امتیاز میانگین: 0
آراء: 0

لطفا چند ثانیه وقت بگذارید و به این مقاله رأی دهید:

عالی
خیلی خوب
خوب
عادی
بد

 

  تنظیمات


 چاپ چاپ

 

 
 
موضوعات مرتبط

ديني
 
 


 
 
"شناخت امامت راه صحيح شناخت امام" | ورود/ایجاد یك حساب كاربری | 0 نظر
مالك نظرات ارسال كننده آن است. ما مسئولیت مطلب آنها را بر عهده نداریم.
 
 


 
 

كليه حقوق اين سايت متعلق به تحريريه گروه اينترنتي مشكان مي باشد. هر گونه كپي برداري با ذكر منبع مجاز است.