جبرئيل با
پيغمبر زمزمه ميکند همه ساکت شدند، چشم به لبهاي رسول ِ خدا دوختند امّا چرا
پيغمبر خدا اشک ميريزد ... به ناگاه با صداي دلنشين نبي شوري به پا شد
حسين . ... حسين؟ ... حسين! ...
اين نام براي همه آشناست. براي همه ملائکه، براي همه انبياء و براي همه عالمِ، اين
نام نامي است که همه ملائکه، همه انبياء و همه عالم را دگرگون کرده است.
از فرشته شادي
تا فرشته ماتم از آدم تا خاتم و از ذره تا عالم.
پرواز كن ... پرواز كن ...
خسته، آزرده، درمانده و بي
همــدم.
(( ... بسوز که سزاوار اين
سوختني، بساز که مجبور به اين ساختني، اين بر تو که مورد قهر خدا قرارگرفتي رواست
تا ديگران عبرت بگيرند و در اجراي فرمان حق قصور نکنند ... سبحانک يا رب سبحانک يا
رب ... من خود ميدانم مستحق اين بختم، اين عذاب را به جان خريدارم تا که خود نظري
کني سبحانک ... ))
صدايي آشناست، صدايي که
نوازشگر لحظات مجروح ِ فطرس است؛ آري صداي بالهاي نازنين روحالامين است.
(( ... آرام بگير فطرس گوش
کن گويي او تنها نيست خيل فرشتگان خدا نيز با او هستند؟! يعني چه شده؟ چه واقعه
عظيمي رخ داده که اينچنين ملائکه از عرش بر زمين هبوط ميکنند؟ هرچه هست خبر از
خلقي عظيم دارد. يقين گُلي خلق شده که ملائکه براي استشمام آن گل ميروند! امّا نه!
شايد ماه ديگري خلق شده، يا خورشيد ديگري، نه چه ميگويم؟ که حتي وقتي خدا خورشيد
را خلق نمود اين شور و همهمه نبود، اگر اين مخلوق تا اين حد عظمت داشته باشد حتماً
...
روحالامين! روحالامين! تو
را به خدا بگو چه شده؟ حسرت بال و پرزدن شما مرا ميکشد، بيش از سوزش و شکستن بالم
آزارم ميدهد. به فطرس بگو که چه روي داده که اينچنين ولوله در عرش ِ خدا افتاده،
مگر بار ديگر ابوالبشري خلق شده چون آدم؟ يا بالاتر از او؟ نوري از جنس ِ خدا ...
)).
جبرئيل پاسخ داد: (( رفيق
پرشکسته، فطرس! کاش موردِ قهرِ خدا نبودي، و مي ديدي که چه خبر شده؟ آري نوري و
مولودي از نورِ خدا خلق شده او عزيز دل مصطفي که نه! خودِ مصطفي است. او جگرگوشه
علي، دردانه زهرا ست و پشتيبانِ مجتبي ست. اوخامس آلِ عباست که به اهل زمين هديه
داده شده است و ما براي تبريک به رسولِ خدا و اهلِ بيتش به حضورشان شرفياب ميشويم
)).
ـ درنگ جايز
نيست. ـ
(( خدايا، اي
خدايِ مهربان مرا با روحالامين راهي کن که عرضِ تـــبريک به رسولِ تو داشته
باشـــم))
(( کمکم کنيد،
که خداوند اجازه همراهي شما را به من داد، تحمل مرا هم تا زمين داشته باشيد))
(( بيش از اين
معطلي جايز نيست؛ فطرس را هم با خود ميبريم به برکت اين مولود، آتش قهر خدا
فرونشسته و اجازه همراهي او با ما داده شده، زيرِ بالهايش را بگيريد ... )).
زيباتر از اين
زمان خلق نشده و نخواهد نشد، بيت علي غرق ِ نور است محل رفت و آمد فرشتگانِ خداست
همه در شعفند همه به هم تبريک ميگويند محفل ِ انس کامل شده، چقدر اين بزم ديدني
است، پنج آفريده مقدسِ خدا احمد، علي، فاطمه، حسن و ... .
نام او چيست
همه منتظرند به چه نام او را صدا بزنند، او کيست که نيامده همه شيداي ِ او
شدهاند؟!
ـ همه از هم
ميپرسند.
جبرئيل با
پيغمبر زمزمه ميکند همه ساکت شدند، چشم به لبهاي رسول ِ خدا دوختند امّا چرا
پيغمبر خدا اشک ميريزد ... به ناگاه با صداي دلنشين نبي شوري به پا شد
حسين . ... حسين؟ ... حسين! ...
اين نام براي همه آشناست. براي همه ملائکه، براي همه انبياء و براي همه عالمِ، اين
نام نامي است که همه ملائکه، همه انبياء و همه عالم را دگرگون کرده است.
از فرشته شادي
تا فرشته ماتم از آدم تا خاتم و از ذره تا عالم.
ـ ديگر کسي
نميپرسد که چرا پيغمبر اشک ميريزد. ـ
حسين يعني
واسطه احسان قديم، حسين يعني خون خداي ِ کريم و حسين يعني ذبحِ عظيم.
همه ميخواهند
براي او لالايي زمزمه کنند و در اين بين فطرس از همه مشتاقتر، خود را به گاهواره
حسين نزديک کرد.
بالهاي شکسته
خود را به گهواره او زد، غرق در راز شد، نه! غرق در نياز شد
(( ... ديگر
تنها نخواهم ماند ديگر خسته نخواهم شد، بعد از اين نام تو مونس ِ من است ذکر من بعد
از اين در آن جزيره تنهايي اين خواهد بود: سبحانک يا رب الحسين))
(( شايد فطرس
نفهميد امّا همه ملائکه ديدند که به يکباره بالهاي شکسته و سوخته فطرس ترميم شد و
يا بهتر اينکه، بالهاي نو بدست آورد. امّا فطرس عجيب زمينگير شده و اگر خواست خدا
نبود، او از کنار گهواره حسين تکان نميخورد )).
گويا ندايي از
غيب ميگفت:
با عشق شرح راز
کن، بر جمله عالم ناز کن،
پرهاي خود را باز
کن، پرواز کن پرواز کن ...
ولادت امام حسين
(ع)، حضرت عباس (ع) و امام زين العابدين(ع) بر همه شما عزيزان مبارك باد.
اَللّهُمَّ عجِّلْ
لِوَلِيِّکَ الْفَرَج
|