امروز : پنج شنبه، ۳۱ مرداد ۱۳۹۸

آخرین مطالب ارسالی سایت

عاقبت توهین به تربت امام حسین (ع)

انتشار در: ۰۲ دی ۱۳۹۲

عاقبت توهین به تربت امام حسین (ع)

هفته نامه آل یاسین ـ شماره ۳۳۱

موسی بن عبدالعزیز بر در حرم امام حسین(ع) رسید و باز نگاهش به یوحنای نصرانی، همان پزشک حاذق شهر، افتاد. یوحنا گوشه ای می ایستاد و نگاهش را ساعت ها به حرم حسین(ع) می دوخت. موسی با دیدن این صحنه یاد پرس و جو های یوحنا افتاد، سوالش از پسر پیغمبر اسلام.

یادش آمد روزی را که یوحنا از او پرسید: تو را به حق پیغمبر و دینت سوگند مى دهم که بگویى این کیست که مردم به زیارت قبر او مى روند؟ آیا او از اصحاب پیغمبر شما است؟

موسی جواب داد: نه، بلکه او امام حسین(ع)، پسر دختر پیغمبر ما است. منظورت از این سوال چیست؟

یوحنا گفت: خبر شگفتى دارم و ادامه داد: یک شب شاپور، خادم خلیفه رشید، مرا احضار کرد، نزد او رفتم، او مرا به خانه موسى بن عیسى که از خویشان خلیفه بود، برد، دیدم موسى بى هوش در رختخواب خود افتاده و طشتى پیش روى او گذاشته اند که تمام احشاء و امعاء او در آن ریخته شده بود.

شاپور از خادم پرسید: این چه حالی است که براى موسى رخ داده؟

خادم جواب داد: یک ساعت قبل حالش خوب و با خوشحالى نشسته بود و با ندیمان خود صحبت مى کرد. شخصى از بنى هاشم اینجا بود، او گفت : من بیمارى سختى داشتم و با هر چه معالجه کردم، مفید واقع نشد تا اینکه از تربت امام حسین(ع) استفاده کردم و شفا یافتم .

موسى گفت : از آن تربت چیزى نزد تو باقى مانده است؟

گفت : بله، شخصى را فرستاد و قدرى از آن تربت را که باقى مانده بود آورد.

موسى آن را گرفت و بی احترامی بزرگی به آن تربت کرد.

در همان لحظه فریاد او بلند شد. او فریاد می زد: آتش، آتش؛ طشتى بیاورید.

ندیمان متفرق شدند و مجلس سرور موسى به ماتم مبدل شد.

شاپور به من گفت : بیا نگاه کن، آیا مى توانى او را معالجه کنى؟

من چراغی خواستم و آنچه در طشت بود را به دقت نگاه کردم دیدم جگر و شش و دل و روده ی مرد، همه از بدنش خارج شده است.

تعجب کردم و گفتم: هیچ کس نمى تواند درباره این شخص کارى بکند مگر حضرت عیسى که مرده را زنده مى کرد.

شاپور خادم گفت : راست می گویی، تو اینجا باش تا معلوم شود که حال موسى به کجا ختم مى گردد.

یوحنا آن شب تا سحر بالای سر موسی بیدار ماند و دید که موسی در فجیع ترین حال از دنیا رفت.

***

حالا معجزه ی تربت حسین(ع)، یوحنای نصرانی را مسلمان و دوستدار اهل بیت، کرده بود.

منبع:

وقایع الایام : ج ۲، ص ۱۸۲؛ به نقل از کتاب داستان های شگفت انگیز از زیارت عاشورا و تربت سید الشهداء(ع)، حیدر قنبری؛ با تصرف و تلخیص.

جهت دانلود فایل اینجا کلیک نمایید
تعداد مشاهده : 1,426 بازدید
نويسنده : admin
نظرات : بدون ديدگاه

دیدگاه های کاربران

بدون دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.