امروز : پنج شنبه، ۳۱ مرداد ۱۳۹۸

جدیدترین مطالب ارسالی سایت

قاب عکس خالی

انتشار در: ۲۰ تیر ۱۳۹۳

قاب عکس خالی

yasgroup.ir-nime-shaban3

 

تازه عروسی کرده بودن. با چند تا از دوستان قرار گذاشتیم گل و شیرینی بخریم و یه سری به شان بزنیم. خانه شان کوچک بود. یک پذیرایی دوازده متری داشتند. روی دیوار بالای پذیرایی عکس امام خمینی و عکس امام خامنه ای را چسبانده بود. بین عکس های آن دو بزرگوار یک قاب بزرگ خالی هم بود. برای همه مان سوال شده بود. تا حالا ندیده بودیم کسی قاب خالی به دیوار پذیرایی خانه اش بچسباند. عاقبت من طاقت نیاوردم و به نمایندگی از همه پرسیدم: این قاب خالی چیه!؟ نکند به زودی در این مکان عکس عروسی تان نصب می شود!؟ بچه ها خندیدند. خودش هم لبخندی زد و جواب داد:نه… این قاب جای خالی عکس امام زمان است. می خواهیم وقتی حضرت مهدی ظهور کردند و چهره شان را همه دیدند عکس شان را به دیوار خانه مان بچسبانیم. همه مان مات و مبهوت شدیم. یکی پرسید: پس چرا از حالا قاب خالی زده ای به دیوار؟ هنوز که آقا ظهور نکرده اند. فوری جواب داد: همین دیگر… می خواهیم همیشه یادمان باشد یک چیزی توی زندگی مان کم داریم.هر لحظه که این قاب خالی را می بینیم یادمان می افتد که منتظر ظهور باشیم…

تعداد مشاهده : 1,112 بازدید
نويسنده : admin

میهمانان کوچک، ضیافتی بزرگ

انتشار در: ۱۹ تیر ۱۳۹۳

درس‌های ماه مبارک برای دانش آموزان

 میهمانان کوچک، ضیافتی بزرگ

سر سفره افطار که می‌نشیند، صدای الله اکبر اذان از تلویزیون در فضای کوچک اتاق می‌پیچد. دانه‌ای خرما از میان سفره برمی دارد، هنوز خرما را به دهان نگذاشته که پدر هدیه‌ای را جلوی چشمانش می‌گذارد و می‌گوید: «قبول باشه زینب جان.» حسی بند بند وجود زینب را فرا می‌گیرد، احساس می‌کند که با گرفتن اولین روزه عمرش بزرگ شده است. بزرگ مثل مادر، مثل مادربزرگ اما…اما…

اما فکری چون برق از ذهنش عبور می‌گذرد: «اصلاً چرا باید روزه بگیرم!؟»

آری، شاید سوال زینب، سوال خیلی از دخترها و پسرهایی باشد که امسال برای اولین بار روزه می‌گیرند؛ بنابراین وقتی فرزندتان از شما پرسید: «چرا باید روزه بگیرم؟»

کتاب قرآن را باز کنید و بخوانید: «ای افرادی که ایمان آورده‌اید، روزه بر شما مقررشده است، همان‌گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند مقر رشد؛ تا پرهیزکار شوید.» (سوره بقره، آیه ۱۸۳)

به فرزندتان بگویید دین اسلام ماه رمضان را ضیافتی الهی می‌نامد. از این ماه با تعابیر ماه عزیز، ماه قشنگ و ماه خوب یاد کنید؛ بگویید: «یک ماه فرصت داریم تمرین کنیم تا کارهایی را که نباید انجام دهیم انجام ندهیم

همان‌طور که از امام حسین (ع) پرسیدند: «چرا خداوند روزه را واجب کرد؟» ایشان فرمود: «برای این که ثروتمند با روزه گرفتن خود، گرسنگی را لمس کند و توجه او به بینوایان بازگردد.»

آنگاه با این مقدمه درس هایی درباره فواید فردی و اجتماعی روزه بیان کنید.

تأثیر روزه بر فرد

نخستین فلسفه روزه، ایجاد و تقویت روحیه پرهیزکاری است. روزه، روحیه خدا گرایی و گرایش به مسائل عرفانی و معنوی را در انسان افزایش می‌دهد. بنابراین، بهترین اعمال در این ماه، پرهیز از معاصی پروردگار می‌باشد.

دومین فلسفه روزه، تقویت صبر و پایداری است. قرآن کریم با این بیان آسمانی، مۆمنان را به صبر و پایداری سفارش می‌کند: «یا اَیُّهَا الَّذَینَ امَنُوا اِسْتَعینُوا بِالْصَّبْرِ وَ الصَّلاه» (بقره،۱۵۳) مراد از صبر در این آیه روزه است. یکی از عوامل شکست آدمی در برابر دشواری‌های زندگی، اضطراب‌ها، نگرانی‌ها و دلهره‌هاست. در برابر این گونه عوامل که ناراحتی روحی و درونی در پی دارد، مقاومت روحی بسیار لازم است و این مقاومت تنها در پرتو نماز و روزه به دست خواهد آمد.

 سومین فلسفه روزه تندرستی می‌باشد. اسلام برای سلامت جسمی، ارزشی فوق‌العاده قائل است. امروزه، روزه به عنوان یکی از عوامل مهم تندرستی، توجه مجامع پزشکی جهان را به خود معطوف ساخته است.

 چهارمین فلسفه روزه، پاک سازی دل و افزایش نور معرفت است. انسان در پرتو روزه داری و پرهیز از گناه و محرمات و گرایش به معنویات، زمینه تجلی نور معرفت را در وجود خود فراهم می‌کند

پنجمین فلسفه روزه، تعدیل غرایز است. در واقع، نفس و طبیعت آدمی می‌خواهد هر سخنی را بشنود، هر غذایی را بخورد، هر منظره‌ای را ببیند، ولی روزه و مقررات و احکامش، این خواسته‌های نفسانی و نامتعادل دل انسان را کنترل می‌کنند.

ششمین فلسفه روزه، تقویت اراده و تسلط بر نفس می‌باشد. هنگامی که انسان با خواسته‌های نفس خویش مخالفت می‌کند، یعنی غذا را می‌بیند و نمی‌خورد یا تشنه است ولی آب نمی‌نوشد، رفته رفته بر نفس خود چیره و اراده‌اش تقویت می‌شود.

 هفتمین فلسفه روزه، تقویت روحیه آخرت گرایی است. روزه داری، توجه به امور ماورایی، روحیه آخرت گرایی و نیز زهدورزی نسبت به زندگی مادی را در انسان تقویت می‌کند و توجه به سرای ابدی در آدمی بیش از پیش متجلی می‌گردد.

هشتمین فلسفه روزه، نزدیک شدن به پروردگار می‌باشد. انسان با روزه گرفتن به صفت فرشتگان دست می یابد و مانند ملائک مقرّب درگاه می‌شود. برای انسان در حال روزه، حالت‌های معنوی و روحانی خوبی فراهم می‌آید که در غیر روزه کمتر تحقق می‌یابد.
نهمین فلسفه روزه، استجابت دعا می‌باشد. روزه دار حالتی روحانی پیدا می‌کند و ارتباط خوبی با معبود برقرار می‌سازد. بدین سبب، پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «دعای روزه دار رد نمی‌شود

دهمین فلسفه روزه، ایجاد روحیه قناعت است. فرهنگ اسلام، قناعت، ایثار و پرهیز از مادیات را راهی برای رسیدن به تکامل معنوی می‌داند. روزه، فریضه‌ای است که مسلمان را از غرقه شدن در ماده گرایی و حرص برای لذت‌های مادی و تن پروری و مصرف می‌رهاند. روزه به انسان می‌آموزد که به اندازه نیاز مصرف کند، قناعت نماید و به فکر دیگران باشد.

تأثیر روزه بر اجتماع

اولین برکت اجتماعی روزه، بیداری عواطف انسانی است. آدمی به کمک روزه درمی یابد که بر فقیران و گرسنگان چه می‌گذرد.روزه دار با تحمل گرسنگی و تشنگی، با درد نیازمندان آشنا می‌شود و عواطف انسانی، وی را برای کمک به فقیران تشویق می‌کند.

 دومین برکت اجتماعی روزه، تقویت همبستگی و ایجاد روحیه جمع گرایی میان مسلمانان است. به نظر اسلام، عبادت و تقرب به خدا در نماز و روزه خلاصه نمی‌شود، بلکه انجام دادن مسئولیت‌های اجتماعی، خدمت به بندگان خدا و تلاش برای رفع نیازهای آنان می‌تواند وسیله‌ای برای تقرب پروردگار باشد. چنانچه دین اسلام، افطاری دادن به مسلمانان را حتی اگر مقدار ناچیزی باشد، پاداش بی شماری نصیب افطار دهنده می‌داند؛ این کار به تقویت روحیه جمع گرایی و دیگرخواهی می انجامد.

 سومین برکت اجتماعی روزه، تقویت اراده جمعی است. کسی که بتواند ساعت‌ها، لذت غذا خوردن را ترک کند و رنج تشنگی و گرسنگی را بر خود هموار سازد، می‌تواند به خاطر مصالح بزرگ اجتماعی و حفظ شرف خود و جامعه نیز شکیبایی بورزد و دشواری‌ها را برای رسیدن به مقاصد عالی متحمل شود. عاملی که سبب پیروزی ملت‌ها بر مشکلات است، قوت اراده و عزم اجتماعی است که در پرتو تحمل سختی‌ها از جمله روزه داری به دست می‌آید.

 چهارمین برکت اجتماعی روزه، تقویت حُسن معاشرت است. به دست آوردن حسن خلق، گذشت و دوری از کینه توزی، تندخویی، بدزبانی، ستیزه جویی، غیبت و دشنام در روابط اجتماعی از نتایج روز می‌باشد. از جمله آموزش‌های دین به روزه دار اینست که مراقب چشم، زبان و گوش خویش باشد.

در نهایت، این ضیافت بزرگ راهی است جهت آموزش و تمرین معاشرت میهمانان کوچک، برای داشتن اجتماعی سالم.

تعداد مشاهده : 905 بازدید
نويسنده : admin

۲۰ عامل بی برکتی در زندگی

انتشار در: ۱۵ تیر ۱۳۹۳

۲۰ عامل بی برکتی درزندگی درنگاه قرآن و روایات

77b10b13f2154a0de7649b647c35caa0_XL

۱- موسیقی،‌ قمار و شراب :
امام صادق (علیه السلام) فرمود: « لَا تَدْخُلُ الْمَلَائِکَهُ بَیْتاً فِیهِ خَمْرٌ أوْ دَفٌّ أوْ طَنْبُورٌ أوْ نَرْدٌ وَلَا یُسْتَجَابُ دُعَائُهُمْ وَتُرْفَعُ الْبَرَکَهُ عَنْهُمْ؛۳ فرشتگان به خانه‌ای که در آن شراب و [آلات موسیقی، مانند:] دایره، طنبور، یا [آلات قمار، مانند:] نرد باشد، داخل نمی‌شوند و دعای اهل آن خانه مستجاب نمی‌شود و برکت از [زندگی] آنها برداشته می‌شود.»

۲ – نبودن فرزند :
رسول اعظم (صل الله علیه و آله) فرمود : « بَیْتٌ لَا صِبْیَانَ فِیهِ لَا بَرَکَهَ فِیهِ؛۱۲ خانه‌ای که بچه در آن نیست، برکت در آن نیست.»

۳ – مهجوریت قرآن :‌
حضرت علی (علیه السلام) فرموده است : «اَلْبَیْتُ الَّذِِی لَا یُقْرَاُ فِیهِ الْقُرْآن وَلَا یُذْکَرُ اللهُ فِیهِ تَقِلُّ بَرَکَتُهُ وَتَهْجُرُهُ الْمَلَائِکَهُ وَتَحْضُرُهُ الشَّیَاطِین؛۱۳ خانه‌ای که در آن،‌ قرآن تلاوت نشود و یاد خداوند نباشد،‌ ‌برکتش کم می‌شود و فرشتگان از چنین خانه‌ای دوری می‌کنند و شیاطین در آن حاضر می‌شوند.»

۴ – قسم خوردن برای فروش کالا :
روزی امیرمؤمنان (علیه السلام) وارد بازار شد و خطاب به اهالی بازار فرمود : «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ اَهْلَ السُّوقِ، اِتَّقُوا اللهَ فِی الْحَلْفِ فَاِنَّهُ یُزْجِی (یُنْفِقُ) السّلْعَهَ وَیَمْحَقُ الْبَرَکَهَ؛۴ سلام بر شما ای اهالی بازار! در قسم خوردن از خدا پروا کنید که باعث کم‌شدن کالا و از بین رفتن برکت می‌شود.»

۵ – چاپلوسی :
امام صادق (علیه السلام) در روایتی چنین فرمود : «اَیُّمَا مُؤْمِنٍ خَضَعَ لِصَاحِبِ سُلْطَانٍ أوْ مَنْ یُخَالِطُهُ عَلَی دِینِهِ طَلَباً لِمَا فِی یَدَیْهِ مِنْ دُنْیَاهُ اْخْمَلَهُ (اَهْمَلَهُ) اللهُ وَمَقَتَ عَلَیْهِ وَوَکَلَهُ اِلَیْهِ فَاِنْ هُوَ غَلَبَ عَلَی شَیءٍ مِنْ‌ دُنْیَاهُ وَصَارَ فِی یَدِهِ مِنْهُ شَیءٌ نَزَعَ اللهُ الْبَرَکَهَ مِنْهُ؛۵ هر مؤمنی که برای صاحب سلطه و یا کسی که در آمیختن با آن به ضرر دینش است، تواضع و فروتنی کند و منظورش از این فروتنی به دست آوردن چیزی باشد که در دست اوست، خدواند او را رها کرده، بر او خشم می‌گیرد و او را به همان شخص وا می‌گذارد. و اگر حتّی [مالی از این راه به دست آورد و] از دنیای این افراد چیزی به او برسد،‌ خداوند برکت را از آن مال برمی‌دارد.»

۶ – خیانت در شراکت :
رسول خدا (صل الله علیه و آله) می‌فرماید: «یَدُاللهِ فَوْقَ اَیْدِی الْمُشْتَرِکِینِ مَا لَمْ یَخُنْ اَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ فَاِذَا خَانَ اَحَدُهُمَا رَفَعَ اللهُ یَدَهُ عَنْ اَیْدِیَهُمَا وَذَهَبَتِ الْبَرَکَهُ مِنْهُمَا؛۶ دست [قدرت و عنایت] خداوند تا زمانی بالای دستان افراد شریک است که یکی از آنها به دیگری خیانت نکند. هنگامی‌که یکی از آنها مرتکب خیانت شود، خداوند دست خود را از دست آنها بر‌می‌دارد و برکت را از آنها می‌برد.»

۷ – مال حرام :
امام موسی کاظم (علیه السلام) به شخصی به نام داوود،‌ چنین فرمود: «یا داوود! اِنَّ الْحَرَامَ لَا یَنْمِی وَاِنْ نَمَی لَا یُبَارَکُ لَهُ فِیهِ وَمَا اَنْفَقَهُ لَمْ یُوجَر عَلَیْهِ وَمَا خَلَّفَهُ کَانَ‌ زَادَهُ اِلَی النَّار؛۷ مال حرام زیاد نمی‌شود، اگر هم زیاد شود برکت ندارد و آنچه از مال حرام انفاق شود،‌ پاداش ندارد. و آنچه را هم باقی بگذارد برای رفتن او به جهنم، خرج خواهد شد.»

۸ – سستی ورزیدن در خواندن نماز :
حضرت فاطمه زهرا (س) می‌فرماید که از پدرم رسول خدا (صل الله علیه و آله) پرسیدم: «کسی که در خواندن نماز سستی بورزد و در اقامه آن کوتاهی کند،‌ چگونه است؟» آن حضرت فرمود: «چنین شخصی به شانزده خصلت در دنیا و آخرت، مبتلا می‌شود: پیامد نخست از پیامدهای منفی دنیایی بی‌توجهی به نماز، این است که «یَرْفَعُ اللهُ الْبَرَکَهَ مِنْ رِزْقِهِ؛ خداوند برکت را از روزی او برمی‌دارد. پیامد دوم آن این است که «یَرْفَعُ اللهٌ الْبَرَکَهَ مِنْ عُمْرِهِ؛۸ خداوند، برکت را از عمر او می‌گیرد.»

۹ – سفره‌ های بی ‌برکت :
نگفتن بسم الله هنگام خوردن غذا:‌ از پیغمبر اکرم (صل الله علیه و آله) سؤال شد: «آیا شیطان می‌تواند با انسان هم‌ غذا شود؟» فرمود: «آری»، کُلُّ مَائِدَهٍ لَمْ یُذْکَر بِسْمِ الله عَلِِیْهَا یَأکُلُ الشَّیْطَانُ مَعَهُمْ وَیَرْفَعِ اللهُ الْبَرَکَهَ عَنْهَا؛۹ هر غذائی که نام خدا بر آن برده نشود، شیطان با آنان هم غذا می‌گردد و خداوند برکت را از آن سفره برمی‌دارد.»

۱۰ – خانه‌ های بی ‌برکت :
نبودن فرزند : رسول اعظم (صل الله علیه و آله) فرمود: «بَیْتٌ لَا صِبْیَانَ فِیهِ لَا بَرَکَهَ فِیهِ؛۱۲ خانه‌ای که بچه در آن نیست، برکت در آن نیست.»
مهجوریت قرآن :‌ حضرت علی (علیه السلام) فرموده است: «اَلْبَیْتُ الَّذِِی لَا یُقْرَاُ فِیهِ الْقُرْآن وَلَا یُذْکَرُ اللهُ فِیهِ تَقِلُّ بَرَکَتُهُ وَتَهْجُرُهُ
الْمَلَائِکَهُ وَتَحْضُرُهُ الشَّیَاطِین؛۱۳خانه‌ای که در آن،‌ قرآن تلاوت نشود و یاد خداوند نباشد،‌ ‌برکتش کم می‌شود و فرشتگان از چنین خانه‌ای دوری می‌کنند و شیاطین در آن حاضر می‌شوند.»

۱۱ – اسراف :
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اِنَّ مَعَ الْاِسْرَافِ قِلَّهُ الْبَرَکَهِ؛۱۴اسراف کردن،‌ باعث کم‌شدن برکت می‌شود.»
همچنین امیر مؤمنان علی (علیه السلام) نیز می‌فرماید: «التَّبْذِیرُ قَرِینُ مُفْلِسٍ؛۱۵ زیاده‌روی،‌ همراه و همنشین با [انسان] تنگدست است.»

۱۲ – پرداخت‌ نکردن زکات :
رسول خدا (صل الله علیه و آله) می‌فرماید: «اِذَا مُنِعَتِ الزَّکَاهُ مُنِعَتِ الْاَرضُ بَرَکَاتِهَا؛۱۶ وقتی که زکات منع شود، زمین نیز از برکتهایش منع می‌شود.»

۱۳ – امر به معروف و نهی ازمنکر نکردن :
پیامبر خدا (صل الله علیه و آله) فرمود: «لَا تَزَالُ اُمَّتِی بِخَیْرٍ مَا اَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ فَاِذَا لَمْ یَفْعَلُوا ذَلِکَ نَزَعَتْ مِنْهُمُ‌ الْبَرَکَاتِ وَسَلَّطَ بَعْضُهُمْ عَلَی بَعْضٍ؛۱۷امت من تا زمانی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند وضعشان خوب است اما اگر این گونه کارها را ترک کنند،‌ برکت از میان آنها برداشته می‌شود و برخی از آنها بر دیگری تسلط [و برتری] خواهد یافت.»

۱۴ – نیتهای آلوده :
امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: «عِنْدَ فَسَادِ النِّیَّهِ تَرْتَفِعُ الْبَرَکَهُ؛۱۸ وقتی نیتها، ناپاک و آلوده شوند،‌ برکتها از بین می‌روند.»

۱۵ – عمل منافی عفت :
امام رضا (علیه السلام) فرموده است: «اِیَّاکَ وَالزِّنَا فَاِنَّهُ یَمْحَقُ الْبَرَکَهَ وَ یَذْهَبُ بِالدِّینِ؛۱۹ از زنا بپرهیزید که برکت را نابود و دین را از بین می‌برد.»

۱۶ – جنایت :
حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «اِذَا ظَهَرَتِ الْجِنَایَاتُ اِرْتَفَعَتِ الْبَرَکَاتُ؛۲۰ زمانی که جنایتها آشکار شود، برکتها هم از بین می‌روند.»

۱۷ – کوتاهی در قبال برادران دینی :
رسول خدا (صل الله علیه و آله) فرمود: «مَنْ حَبَسَ عَنْ اَخِیهِ الْمُسْلِمِ شَیْئاً مِنْ حَقٍّ حَرَّمَ اللهُ عَلَیْهِ بَرَکَهَ الرِّزْقِ اِلَّا اَنْ یَتُوبَ؛۲۱ کسی که حق برادر مسلمان خود را ندهد،‌ خداوند، برکت را از روزی [او] برمی‌دارد،‌ مگر اینکه توبه [و آن را جبران] کند.»

۱۸ – خوردن غذای داغ :
نقل شده است که پیامبر (صل الله علیه و آله) می‌خواست غذایی را میل کند. وقتی دست برد و متوجه شد که غذا داغ است،‌ فرمود: «دَعُوهُ حَتَّی یَبْرُدَ فَاِنَّهُ اَعْظَمُ بَرَکَهً؛۲۲ بگذارید تا غذا خنک شود که برکت بیش‌تری به همراه خواهد داشت.»
البته منظور از اینکه داغ نخورند این است که صبر کنند تا غذا خودش خنک شود؛ و گرنه فوت‌کردن غذا،‌ خود یکی از عوامل بی‌برکتی است که در روایات به آن اشاره شده است.»

۱۹ – خشم و غضب خداوند :
امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «اِنَّ اللهَ تَعَالَی اِذَا غَضِبَ عَلَی اُمَّهٍ ثُمَّ لَمْ یَنْزِلْ بِهَا الْعَذَابَ اَغْلَی اَسْعَارَهَا وَ قَصَّر اَعْمَارَهَا وَلَمْ تُربِحْ تُجَّارُهَا وَلَمْ تَغْزُر أنْهَارُهَا؛۲۶ وقتی خداوند بر امّتی خشم و غضب کند و نخواهد که بر آنها عذاب فرو فرستد،‌ قیمتها را در آن جامعه بالا می‌برد، عمرها را کوتاه می‌کند و کاسبهایش نفع نمی‌برند و نهرها و چشمه‌هایش جوشان نخواهد شد.»

۲۰ – دشنام دادن :
امام باقر (علیه السلام) فرموده است: «مَنْ فَحَشَ عَلَی اَخِیهِ الْمُسْلِمِ نَزَّعَ‌ اللهُ مِنْهُ بَرَکَهَ رِزْقِهِ وَ وَکَّلَهُ اِلَی نَفْسِهِ وَاَفْسَدَ‌عَلَیْهِ مَعِیشَتَهٌ؛۲۷ کسیچ که به برادر مسلمان خود دشنام دهد، خداوند برکت را از روزی او برمی‌دارد و او را به خودش واگذار می‌کند و زندگی‌اش را تباه می‌سازد.»

تعداد مشاهده : 1,207 بازدید
نويسنده : admin

چرا برای نماز وضو می‌گیریم؟

انتشار در: ۱۲ تیر ۱۳۹۳

فلسفه واجب شدن نمازهای پنج‌گانه

چرا برای نماز وضو می‌گیریم؟

 images (3)

پیامبر اعظم(ص) درباره وجوب نماز عصر می‌فرمایند: آن ساعتی که آدم(ع) از درخت نهی شده خورد و از بهشت رانده شد، نماز عصر واجب شد. پس خداوند نسل او را تا روز قیامت به این نماز فرمان داد و این نماز از محبوب‌ترین نمازها نزد خدای سبحان است.

بعضی از اعمالی که در میان مردم رایج است و عده بی‌شماری به انجام آنها اهتمام می‌ورزند بعضاً به تصور اینکه آن عمل صحیح است انجام می‌دهند اما در حالی که از شیوه درست آن غافل هستند، از این رو بر آن شدیم تا مواردی را که شیوع بیشتری در جامعه دارد از کتاب «عمل‌های اشتباه، پاسخ‌های صحیح» اثر حجت‌الاسلام علی سنجرانی برای علاقه‌مندان ذکر کنیم.

حکمت گفتن هفت بار تکبیر قبل از تکبیره‌الاحرام چیست؟

پاسخ: شیخ طوسی با سند خود، از امام صادق(ع) نقل کرده که فرمود: امام حسین(ع) دیر به سخن آمد تا آنجا که بیم می‌رفت نکند حرف نزند و بی سخن باشد روزی رسول خدا(ص) در نماز بود و در طرف راست او حسین‌ بن ‌علی (ع) ایستاده بود. پیامبر(ص) (برای ورود به نماز) تکبیر گفت: حسین(ع) نتوانست تکبیر را درست بگوید رسول خدا(ص) پیوسته تکبیر می‌گفت و حسین(ع) پیوسته تلاش می‌کرد که آن را درست بگوید و نمی‌توانست تا اینکه حضرت رسول (ص) هفتمین تکبیر را فرمود در این هنگام امام حسین(ع) تکبیر را صحیح و کامل أدا کرد. امام صادق(ع) فرمودند. بدین علت تکبیرهای هفتگانه در ابتدای نماز سنت شد.

به چه دلیل ما باید در طول شبانه روز پنج وعده نماز بخوانیم؟

پاسخ: پیغمبر اکرم(ص) فرمودند: هرگاه وقت زوال رسد آفتاب در حلقه (نصف‌النهار) خود در آید چون در آن داخل شد، آفتاب زوال یابد و همه خلایق مادون عروش، پروردگارم را تسبیح گویند و آن ساعتی است که پروردگارم بر من رحمت فرستد، از این رو خدای بر من و بر امت من نماز آن ساعت را واجب فرموده است زیرا فرمود: «اَقِمِ الصَّلوهَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ» نماز را زوال آفتاب بپای دار» و آن ساعتی است که در قیامت جهنم را آورند از این رو هیچ مؤمنی در آن لحظه در حال سجده یا رکوع یا ایستاده در نماز خود نخواهد بود مگر آنکه خدا تن او را بر آتش حرام فرماید.

و اما نماز عصر، آن ساعتی است که آدم(ع) از آن درخت نهی شده خورد و او را از بهشت پایین آورد. پس خداوند نسل او را تا روز قیامت به این نماز فرمان داد این نماز از محبوب‌ترین نمازها نزد خدای سبحان است، از این رو پروردگارم به من سفارش فرمود: تا از میان همه نمازها آن را (مخصوصاً) مراعات کنم، او فرمود: «بر نمازها و نماز میانه مواظبت کنید؛ «حافِظُوا عَلَی الصَّلَواتِ وَ الصَّلاهِ الْوُسْطی» بنابراین نماز میانه همان نماز عصر است.

و اما نماز مغرب، آن ساعتی است که خدای سبحان توبه آدم را پذیرفت پس میان خوردن از درخت نهی شده و توبه آدم سیصد سال از روزهای دنیا فاصله بوده ـ و یک روز ایّام آخرت، چون هزار سال دنیا است ـ پس آدم ـ که صلوات خدا بر او باد ـ سه رکعت نماز گزارد، یک رکعت برای گناه خودش و یک رکعت برای گناه حوا و یک رکعت برای توبه خود، از این رو خدا توبه او را پذیرفت و بر امت من این نماز سه رکعتی را واجب فرمود و آن ساعتی است که دعا در آن مستجاب است و پروردگارم به من وعده داده که سؤال کننده خود را نا امید نفرماید او فرمود: «فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِینَ تُمْسُونَ وَحِینَ تُصْبِحُونَ»؛ پس خدا را تسبیح گویید، آنگاه که به مغرب در می‌آیید و آنگاه که به بامداد در می‌آیید.»

و اما نماز عشاء، پس چون قبر را تاریکی ویژه‌ای است و قیامت را تاریکی ویژه‌ای است خداوند این نماز را برای من و امّتم فرمان داد و هیچ‌ گامی به سوی نماز عشاء برداشته نمی‌شود مگر آنکه خدای سبحان گودال‌های آتش را بر او حرام فرماید و قبرش را روشن کند و در روز قیامت نوری که با آن از صراط بگذرد به او بخشد، نماز عشا نمازی است که خدای سبحان آن را، برای پیامبران پیش از من برگزید.

و اما نماز صبح، زیرا آفتاب هنگام طلوع از شاخ شیطان سر بزند، از این رو خدای سبحان به من فرمان داد تا پیش از طلوع آفتاب نماز فجر گزارم و امّتم پیش از آنکه کفار سجده بر خورشید آرند برای خدا سجده کنند و شتاب به آن، نزد خدا محبوب‌تر است و آن نمازی است که فرشتگان شب و روز (هردو) آن را شاهدند.

چرا برای نماز وضو می‌گیریم؟

پاسخ: در روایتی داریم پیغمبر اکرم(ص) در سؤال آن شخص یهودی که از پیامبر(ص) فرمود: همین که شیطان به وسوسه برخاست و آدم(ع) را به آن درخت نهی شده نزدیک کرد و آدم به آن نگریست طراوت صورتش برفت پس ایستاد، این اولین گامی بود که به سوی گناه برداشته شد سپس درخت را گرفت و آن را شکافت و از آن خورد چون از آن خورد لباس‌ها از او پریدند و نور از بدنش برفت اینجا بود که آدم (ع) (پشیمان شده) دست خویش بر سر نهاد و گریست.

چون خداوند توبه او را پذیرفت بر او و فرزندان او واجب فرمود که این چهار عضو را بشویند فرمود که صورت را بشویند زیرا آدم به آن درخت نگریست دست‌ها را تا آرنج بشویند زیرا دستان خویش به سوی گناه دراز کرد، سر را مسح کند زیرا دست خویش(هنگام پشیمانی و پیش از پذیرش توبه) بر فرق سر نهاد و فرمود که پاها را مسح کند زیرا که به سوی گناه برفتند.

تعداد مشاهده : 915 بازدید
نويسنده : admin

فرق غیبت با تهمت

انتشار در: ۱۰ تیر ۱۳۹۳

فرق غیبت با تهمت 

1346127463_ghebt 

وجود مبارک حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در روایتی متفاوت دو گناه کبیره را بیان فرموده اند.

قال رسول الله(ص)،أَتَدرونَ مَا الغیبَهُ؟ قالوا: اَللّه‏ وَ رَسولُهُ أَعلَمُ، قالَ: ذِکرُکَ أَخاکَ بِما یَکرَهُ قیلَ: أَرَأَیتَ إِن کانَ فى أَخى ما أَقولُ؟ قالَ: إِن کانَ فیهِ ما تَقولُ فَقَدِ اغتَبتُهُ وَإِن لَم یَکُن فیهِ ما تَقولُ فَقَد بَهَتَّهُ؛

آیا مى‏دانید غیبت چیست؟ عرض کردند: خدا و پیامبر او بهتر مى‏دانند. فرمودند: این که از برادرت چیزى بگویى که دوست ندارد. عرض شد: اگر آنچه مى‏گویم در برادرم بود چه؟ فرمودند: اگر آنچه مى‏گویى در او باشد، غیبتش کرده اى و اگر آنچه مى‏گویى در او نباشد، به او تهمت زده‏ اى.

الترغیب والترهیب، ج۳، ص۵۱۵، ح۳۱

تعداد مشاهده : 902 بازدید
نويسنده : admin

با خودتان خلوت کنید

انتشار در: ۰۸ تیر ۱۳۹۳

با خودتان خلوت کنید

dolabi

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی (ره) :

شب‌های ماه رمضان است، اغلب شما جوان هستید. وضو بگیرید. نماز بخوانید. کم حرف بزنید. کم قصه بگویید.

این چیزهایی که در تلویزیون نشان می‌دهند برای تفریح است یا برای بچه‌ها. شما که روزه دارید کمتر این و آن را گوش دهید. کمی به کارهایتان برسید.

نیم ساعت یا یک ساعت بعد از نماز در سجاده بنشینید و خدا را یاد کنید. افطار که کردید، بدنتان که آرام گرفت، به دعایی، به ثنایی یک دقیقه خدا را یاد کنید.

با خودتان خلوت کنید. به قرآن نگاه کنید. یا اینکه اصلا ساکت بنشینید. این خیلی قیمتی است. آدم افطار حقیقی را با خدا می‌کند. افطار حقیقی که خوردن نیست. ابعث حیا، آن افطار است .

تعداد مشاهده : 855 بازدید
نويسنده : admin

دل همیشه غریبم هوایتان کرده است…

انتشار در: ۰۹ اسفند ۱۳۹۲

دل همیشه غریبم هوایتان کرده است…

2013 - 1 (4)

شب جمعه این هفته زمین در پی اکسیر مدد بود

زمان از نظر منظر من مثل سبد بود

شبیه سبدی حاوی یک شهر جسد بود

برون آمدم از خانه دلم راه بلد بود

مرا برد قدم در قدم آهسته و آهسته

خیابان به خیابان زمین بود و باران

رسیدیم به یک نقطه حساس تر از جان

رسیدیم به یک صحن به دالان

از آن رد شدم و سبز شد آن لحظه به پیش نظرم زردی ایوان

یکی داد زد اینجاست همان حج فقیران زمین، قبله ایران

خدایا چقدر زر چقدر بال کبوتر

و چه بسیار گل بوسه به روی رگه روشن مرمر

عجب صحن عتیقی عجب در سفیدی عجب سبز عقیقی

یکی آمده با مادر و بابا یکی دست به دستان رفیقی

همه عامه مردم یکی تلبیه گو دور و بر قبله هفتم

یکی گرم ادا کردن آن نذر قدیمی

دلش نذری گندم یکی منتظر لفظ علیکم

در آن صحن قدیمی حرم

روبروی پنجره فولاد

 یکی جامعه می خواند

یکی رفت یکی ماند

که ،یک دفعه زنی داد زد آنجا!

و سَر سَر شد و پا پا …

زنی چادر مشکی به سرش بود،

 و دستی به روی پنجره دستی کمرش بود

کنار قد و بالای جوانی که گمانم پسرش بود

فقط خیره به اطراف به آن دور و برش بود …

لبی حرف نمی زد!

ولی از سر و وضعش به یقین بود مشخص که از شهر دگر آمده مشهد

و با ناخن گریه همه ی پلک نگاهش شده رَد رَد،

نگاهش متغیر شده و رفت به سمت سر گنبد و ناگاه صدا زد …

خدایا پسرم…

وای خدایا پسرم ناقص و بیمار و فلج بود

تمام بدنش ناقص و کج بود

گمانم که شفا یافت، و این کارِ همین

حضرت ثامن، همین روح حُجَج بود …

چه آقای کریمی،

خدایا چه طبیبی،

نفرمود برو اهل صلیبی

نفرمود که در مسلک ما فرد غریبی

و فرزند مسیحی مرا نیز شفا داد

چه آقای نجیبی…

عجب حال و هوایی، عجب صحن و سرایی،

که هر کس به طریقی شده مشغول گدایی

یکی مثل کبوتر پی دانه،

یکی مثل گیاهی، و در این مزرعه دنبال جوانه

یکی داد زد آقا که برای خودتان آمدم اینجا

نه پی دانه و یا این که جوانه …

که مقصود تویی، کعبه و بت خانه بهانه …

و من نیز خلاصه به صدا آمدم و داد زدم ضامن آهو …

ببین آمده ام بهر گدایی

ببین آمده ام تا بدهی بال رهایی

ببین آمده ام فطرس شهر تو شوم داخل ایوان طلایی،

 پرم سوخته تاکی نشوم کرببلایی…

به خوبان مقیم حرمت فلسفی وشیخ بهایی…

شما را به خدا حال مرا این رقمی کن،

وَ اشعار مرا محتشمی کن

زمان می گذرد وای محَرم…

بیا و کرمی کن

کرم کن که مگر زنده بمانم،

دوباره وسط دایره سینه زنان گریه کنان سینه زنان باز بخوانم…

«که حق شور تو از روز ازل در سرم انداخت وَبر گردن من شال عزا مادرم انداخت»

بیا اشک تفقد کنم آقای خراسان!

بیا ضامن آهوی بیابان،

بیا منتظرم منتظر لحظه باران

بیا چشمه بده چشمه ای از اشک خروشان

همان اشک که در جوهره اش نفحۀ سیب است

 همان اشک که با گفته ی تان همقدم ابن شبیب است

 همان اشک که پلک خودتان زخمی آن اشک عجیب است

 همان اشک که در روضه هفتاد ودو خورشید غریب است…

 همان اشک صباحا ً وَمَساء

. همان اشک زلالی که مبدل به دموع می شود آری

همان اشک که در« ناحیه» خواندند شماری

همان اشک که از کثرت آن مهدیتان رانبوَد لیل و نهاری

همان اشک که باشد اثر چوب تَر و لعل تََرَک خورده قاری

همان اشک که سر منشأ آن هست همین بیت، همین زمزمه محکم وکاری

 « بیا محرم زینب که شده وقت سواری َوبرَناقه من نیست جهازی وعِماری »

مرابال بده تا که در اثنای خیالات

از این معرکۀ عصر مکافات،

روم پای دل عمه سادات…

روم در ملأعام،وَسنگی برسد از لبۀ بام،

همان لحظه که نیلوفر زخمی به نفس آمد و می گفت خدایا سر بابام…

همان بادیۀ شام،

همانجا که دوباره به زبان آمد و فرمود خود عمه سادات سرانجام

«برادر بدنت کو لباس وکفنت کو به نی خانه گرفتی سرت هست تنت کو»

 خدایاچه قَدَر بغض نشسته وسط راه صدایم…

سحر شد! پراز اشک بوَد باز ورق های دعایم…

کجایم؟

نکند کرببلایم؟

که چنین همسفر روضه و مقتل وَ در این حال و هوایم

 ولی نه وسط صحن قدیمی حرم روبروی پنجره فولاد رضایم…

خدایا چه قَدَر زود زمان می گذرد من که نفهمیدم وشب هم سپری شد،

شفق رفت وَحالم سحری شد

سرانجام میان دل ما هم خبری شد…

ببین با پر زخمی خیالم به کجاها که نرفتم! سفرنامه ما هم سفری شد…

دگر وقت تمام است وَباید بروم زود به خانه ببخشید که از عشق نداریم نشانه…

دو بیت از دو غزل حسن ختام شب رؤیایی این شاعر مهجور زمانه

یکی اینکه ببخشید که من ساده نوشتم پر ایراد و بهانه

«که هرکس به زبانی صفت وصف توگوید.  بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه… »

و مضمون دگر آن که ببخشید

نمی خواستم این گونه که سربار تو باشم و یا عار تو باشم

و باید که گرفتار تو باشم و معراج من این بس

که چو خار سر دیوار از دور تماشایی گلزار تو باشم

تعداد مشاهده : 1,667 بازدید
نويسنده : admin

روش های موثر برای ترک خودارضایی

انتشار در: ۰۹ اسفند ۱۳۹۲

روش های موثر برای ترک خودارضایی

a693b0a885935da1a42038dc735004ab

ترک خود ارضایی-غریزه جنسی یکی از قویترین غرایز در بشر است، در جامعه ما، بین بلوغ جنسی در دختران و پسران تا سن ازدواج در بسیاری از موارد شاید ۱۰ سال فاصله باشد، چگونگی گذراندن این دوران در افراد مختلف متفاوت است،گاهی غریزه جنسی در فرد بسیار شدید و آزار دهنده است و فرد اقدام به خودارضایی می‌کند و در بعضی موارد نیز این غریزه چندان شدید نیست.

خودارضایی در بلند مدت می تواند صدمات سنگین و حتی در بعضی مواقع جبران ناپذیری به شخص عامل بزند، هر چند بدلیل آنکه سن انجام خودارضایی معمولاً در دوران نوجوانی و جوانی است اکثر مشکلات جسمی و روحی پس از ترک خودارضایی از بین میروند.

انجام عمل خودارضایی هم در ادیان دینی (مخصوصاً اسلام) نهی شده است و هم بر اساس نظر بسیاری از پزشکان انجام خودارضایی صدمات جسمی و روحی به انسان میزند، پس ترک خودارضایی واجب است.

همه پزشکان معتقدند برای ترک هر نوع عادت قبل از هر چیز اراده و تصمیم لازم است و این موضوع را اصلا نباید دست کم گرفت.در زیر به مواردی اشاره میکنیم که عمل به ان میتواند شما را از رفتار پر خطر خودارضایی که جسم و روحتان را می آزارد نجات دهد.

روشهای موثر برای ترک خود ارضایی

سه نکته‌ی مهم مشترک برای تخفیف و درمان میان همه‌ی امراض و عادات وجود دارد:

• در درمان هر بیماری یا ترک هر عادت، مهم‌ترین قسمت عزم و اراده‌ی فرد برای درمان و ترک عادت است.

• عدم یأس و ناامیدی برای ترک و ایمان به علاج آن.

• در نظر گرفتن زمان برای ترک و درمان.

۱ـ نخستین گام برای درمان یا ترک خودارضایی، اعتقاد و ایمان به درمان‏پذیری خودارضایی و دوری از یأس و ناامیدی است. اما رسیدن به نتیجه و ایجاد هرگونه تغییر و دگرگونی نیازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحیح و به کارگیری دقیق دستورها است. از همه اینها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش کلیدی و محوری را ایفا می‏کند. درمان و چاره جویی باید منطبق با خواست فرد باشد؛ زیرا تا وقتی که او نخواهد، می‏توان با قاطعیت گفت که درمان نخواهد شد. بنابر این بیمار اگر بخواهد، می‏تواند بر بیماری اش غلبه کند و جمله معروف – خواستن توانستن است- عین حقیقت است.

۲ـ تلاش برای تقویت اراده از گام‏های مهم در ترک خودارضایی است.نگویید اراده از ما سلب شده است! ممکن است اراده انسان ضعیف شود؛ ولی هیچ گاه از بین نمی‏رود. نشانه اینکه هنوز اراده باقی است، این است که شخص عمل خودارضایی را در حضور دیگران و در هر شرایطی انجام نمی‏دهد. برای تقویت اراده، راه‏های زیادی پیشنهاد شده که از جمله آنها تلقین به خود است. اراده همچون نهالی است که باید آن را پرورش داد تا به مرحله خودشکوفایی و ثمردهی برسد. ویکتور پوشه – روان شناسِ فرانسوی – می‏گوید: افراد مبتلا به خودارضایی، هر روز به دفعات مختلف با تمرکز فکر به خود بگویند: «من به خوبی قادرم این اعتیاد را از خود دور کنم، من قادرم». تکرار این عبارت ساده، اثر عجیبی در تقویت اراده و روحیه دارد. پل ژاگو بر آن است که: تلقین، قبل از خواب نیز مؤثر است.

ـ برای ترک خودارضایی بهتر است ورزش کنید.معروف است که ورزشکاران نسبت به مسائل جنسی کم علاقه هستند چون ورزشکاران مقدار فراوانی از انرژی های فکری و بدنی خود را به ورزش اختصاص می دهند به همین دلیل برای جلو گیری از تحرکات جنسی برنامه ورزشی بسیار مهم است . افراد معتاد به خودارضایی معمولا آدمهای منزوی و کم تحرک و گوشه گیری هستند که همین عوامل تحرک جنسی را در آنها تشدید می کنند که راه مبارزه با آن ورزش است .

۱٫ نخستین گام برای درمان استمناء، اعتقاد و ایمان به درمان‏پذیری آن و دوری از یأس و ناامیدی است. اما رسیدن به نتیجه و ایجاد هرگونه تغییر و دگرگونی نیازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحیح و به کارگیری دقیق دستورها است. از همه اینها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش کلیدی و محوری را ایفا می‏کند. درمان و چاره جویی باید منطبق با خواست فرد باشد؛ زیرا تا وقتی که او نخواهد، می‏توان با قاطعیت گفت که درمان نخواهد شد.بنابر این بیمار اگر بخواهد، می‏تواند بر بیماری اش غلبه کند و جمله معروف – خواستن توانستن است- عین حقیقت است.

۲٫ تلاش برای تقویت اراده از گام‏های مهم در امر بهبود است. نگویید اراده از ما سلب شده است! ممکن است اراده انسان ضعیف شود؛ ولی هیچ گاه از بین نمی‏رود. نشانه اینکه هنوز اراده باقی است، این است که شخص این عمل را در حضور دیگران و در هر شرایطی انجام نمی‏دهد. برای تقویت اراده، راه‏های زیادی پیشنهاد شده که از جمله آنها تلقین به خود است. اراده همچون نهالی است که باید آن را پرورش داد تا به مرحله خودشکوفایی و ثمردهی برسد.ویکتور پوشه – روان شناسِ فرانسوی – می‏گوید: افراد مبتلا به استمناء، هر روز به دفعات مختلف با تمرکز فکر به خود بگویند: «من به خوبی قادرم این اعتیاد را از خود دور کنم، من قادرم». تکرار این عبارت ساده، اثر عجیبی در تقویت اراده و روحیه دارد.پل ژاگو بر آن است که: تلقین، قبل از خواب نیز مؤثر است.

۳٫ سعی شود شکم به هنگام خواب، بیش از حد معمول پر نباشد.

۴٫ از پوشیدن لباس‏های تنگ و چسبان اجتناب گردد.

۵٫ از نگاه کردن به مناظر، فیلم‏ها و تصاویر تحریک کننده، خودداری شود

۶٫ از شنیدن و خواندن مباحث و مطالب جنسی و حتی شوخی‏های تحریک‏کننده و فکر کردن در این امور، دوری شود.

۷٫ از خوردن مواد غذایی محرک، مانند خرما، پیاز، مرچ، تخم‏مرغ، گوشت سرخی، و غذاهای چرب – اجتناب و به میزان ضرورت اکتفا شود.

۸٫ قبل از خواب مثانه تخلیه شود.

۹٫ از نوشیدن افراط گونه آب و مایعات پرهیز شود.

۱۰٫ از دست ‏ورزی با اندام جنسی، باید اجتناب نمود و در هیچ شرایطی، نباید دست‏ ورزی کرد

۱۱٫ هرگز نباید به رو خوابید.

۱۲٫ به منظور تخلیه انرژی – زاید بدن، به طور منظم و زیاد باید ورزش کرد.

۱۳٫ برای اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش، عبادت و … پر کند.

۱۴٫ سعی کنید کمتر در مکانی خلوت و تنها و دور از نظر دیگران باشید. هرگاه مورد هجوم افکار جنسی واقع شدید، باید بلافاصله از مکان خلوت و دور از نظر دیگران خارج شود و خود را به کاری سرگرم کند. در این زمینه گفت و گو با دوستان، مشارکت در برنامه های جمعی بسیار مفید است. تلقین به شخص کمک می‌کند تا اراده‌ی خود را تقویت کند و به خود بگوید که می‌تواند استمنا را کنار بگذارد.

۱۵٫ منحرف کردن فکر بسوی دیگری در صورتی که تحریکی برای استمناء اتفاق افتاد.

۱۶٫ دوری از خیال‌پردازی و سرگرم بودن به کارهای مفید مانند مطالعه، ورزش و …

۱۷٫ تنهایی، کلید اقدام به استمنا است. لزا تنها نمانید.

۱۸٫ هر وقت به فکر این کار افتادید به خود بگوئید که آلان خدا من را می بیند.

۱۹٫ هر وقت به فکر این کار افتادید به خود بگوئید که می خواهید در مقابل چه کسی گناه کنید

۲۰٫ هر کاری که شما را به فکر این کار بیندازد آن کار را سریع ترک کنید.

۲۱٫ هر صحنه ای که شما را تحریک می کند آن صحنه را ترک کنید.

۲۲٫ به خدا توکل کنید.

۲۳٫ قاطعانه برای ترک این عمل تصمیم بگیرید. (اگر قبلاً نیز تصمیم به ترک خودارضایی گرفته باشید اما موفق نشده باشید، اراده شما تا حدی ضعیف شده است. در این صورت باید به خود تلقین کنید که اراده قوی ای دارید. برای این کار موفقیت های خود در زندگی را در ذهن مرور کنید و مرتب به خود بگویید که من بسیار پر اراده هستم و تصمیم به هر کاری که بگیرم، آن کار را انجام خواهم داد)

۲۴٫ از رفت و آمد با کسانی که شما را مستقیم و غیر مستقیم به خودارضایی دعوت می کنند، دوری کنید و رابطه خود را با این گونه دوستان قطع کنید.

۲۵٫ از صحبت کردن در مورد مسایل شهوت انگیز دوری کنید.

۲۶٫ از بودن در مکان های تنها خودداری کنید و وقتی به حمام و دستشویی می روید، در را قفل نکنید. بعد از شستشو حمام را سریع ترک کنید.

۲۷٫ از نگاه کردن به بدن عریان خود نیز اجتناب کنید

۲۸٫ سعی کنید تماس بدنی با دیگران و لو در شوخیهای دستی پرهیز کنید.

۲۹٫ روزه گرفتن دو روز در هفته برای کم کردن حس شهوت جویی شما بسیار مفید است. اگر قادر به روزه گرفتن نیستید، غذای خود را به حداقل برسانید و وعده غذایی ظهر را نخورید. سعی کنید به هنگام خواب شکم شما بیش از حد معمول پر نباشد.

۳۰٫ شبها قبل از خواب مطالعه کنید و با لباس کامل بخوابید و بعد از بیدار شدن سریع رختخواب را ترک نمایید. همچنین هرگز به رو نخوابید.

۳۱٫ سعی کنید دائما وضو داشته باشید.

۳۲٫ از ذکر خدا ولو در دل غافل نشوید.

۳۳٫ شبها تنها نخوابید و یا در جایی بخوابید که فرصت انجام این عمل نباشد.

۳۴٫ بیاد داشته باشید که تصمیم دارید این عمل را ترک کنید.

۳۵٫ بعد از تصمیم حتی یک بار هم سراغ این عمل نروید زیرا اراده شما را سست خواهد کرد.

۳۶٫ یاد مرگ انسان ساز است .

۳۷٫ پشیمانی بعد از عمل را بیاد داشته باش.

۳۸٫ این احتمال را بده که دیگر زنده نمانی و بدون توبه در پیشگاه خدا حاضر شوی.

۳۹٫ مضرات این عمل را بیاد داشته باش.

۴۰٫ این را بدان که بخاطر لذت چند لحظه ای از رحمت خدا دور می شوی.

تعداد مشاهده : 2,431 بازدید
نويسنده : admin

ما شیعه ایم اما فقط در ثبت احوال!!

انتشار در: ۱۵ بهمن ۱۳۹۲

ما شیعه ایم اما فقط در ثبت احوال!!

 آقای من امشب غزل تغییر کرده

شعرم فضای تازه ای تصویر کرده

 شعرم همیشه گفتن «آقابیا» بود

ذکر قنوتم خواندن «آقا بیا» بود

 امشب ولی دیدم که اینجا جای تو نیست

بین تمام قال ها آوای تو نیست

 دیگر میا اینجا کسی در فکرتان نیست

اصلا نیاز هیچ کس صاحب زمان نیست

 زنها گرفتار اصول خاله بازی

مردان پی راهی برای پول سازی

 در اولویت کسب و کار است و تجارت

حالا اگر فرصت زیاد آمد، عبادت

 روزی هزار و خورده ای دعوا سرِ پول

اصلا تمام حرص و جوش ما سر پول

 این سینما هم که طرفدارش زیاد است

بیچاره مأمور بلیط کارش زیاد است

 یا “مش ماشالا” یا “وفا” یا “کیفر” و “آل”

این تازه بحث سینما، منهای فوتبال

 هی اِل کلاسیکو، پلی آف، لیگ برتر

یک جمعه­ ی حساس و شهرآورد دیگر

 کنسرت موسیقی پاپ و رپ، کلاسیک

میز و موبایل و ماشین و ویلا و پیک نیک

 جشن تولد، سیسمونی، عقد و عروسی

آهنگ تازه، تیپ نو، موی تیفوسی!

 شیطان ملعون لشکری کرده مهیّا

ذهن من و امثال من درگیر اینها

 حالا تو اصلا جای من، با این مشقت

وقت دعای ندبه می ماند برایت؟!

 جمعه که تعطیل است و دائم خواب ماندیم

خیلی هنر کردیم اگر یک عهد خواندیم!

 ما شیعه ایم اما فقط در ثبت احوال!

ما بی بخاریم و گرفتاریم و بی حال

 مارا هوای نفسمان بیچاره کرده

با هر گناهی بینمان افتاده پرده

 عیسی نفس! جانی بده این مرده ها را

لطفی کن و دستی بکش روی دل ما

 آقای من بیدارمان کن این چه حالیست؟

ولله در افکارمان جای تو خالی است!

 مردیم از بس حرص و جوش پول خوردیم!

از تو جدا ماندیم و آخر گول خوردیم

 آقا ببخشم جان تو! جان عمویت!

شرمنده از روی توام، قربان رویت

 پایان شعرم را عوض کردم دوباره

از شعرهای قبلی ام خواندم دوباره

 «دق کردم از بس گریه کردم کی میایی؟»

امّید وارم جمعه­ ی دیگر بیایی!

تعداد مشاهده : 1,019 بازدید
نويسنده : admin

دیدار دانشجوی مشروب خور با آیت الله بهجت (ره)

انتشار در: ۰۷ بهمن ۱۳۹۲

دیدار دانشجوی مشروب خور با آیت الله بهجت (ره)

bahjat

دانشجو بود…دنبال عشق و حال،خیلی مقید نبود،یعنی اهل خیلی کارها هم بود،تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی….

از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم…قرار شد با مرحوم آیت الله بهجت(ره)هم دیدار داشته باشن..از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه…

وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت…بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن،آقای بهجت هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن…من چندبار خواستم سلام بگم…منتظر بودم آقای بهجت به من نگاهی بکنن…امااصلا صورتشون رو به سمت من برنمیگردوندن…درحالیکه بقیه رو خیلی تحویل میگرفتن…یه لحظه تو دلم گفتم:””حمید،میگن این آقا از دل آدما هم میتونه خبر داشته باشه…تو با چه رویی انتظار داری تحویلت بگیره…!!!تو که خودت میدونی چقدر گند زدی…!!!””خلاصه خیلی اون لحظه تو فکرفرو رفتم…تصمیم جدی گرفتم که دور خیلی چیزا خط بکشم،وقتی برگشتیم همه شیشه های مشروب رو شکستم،کارامو سروسامون دادم،تغییر کردم،مدتی گذشت،یکماه بود که روی تصمیمی که گرفته بودم محکم واستادم،از بچه ها شنیدم که یه عده از بچه های دانشگاه دوباره میخوان برن قم،چون تازه رفته بودم با هزار منت و التماس قبول کردن که اسم من رو هم بنویسن،اما به هرحال قبول کردن…

اینبار که رسیدیم خدمت آقای بهجت،من دم در سرم رو پایین انداخته بودم،اون دفعه ایشون صورتش رو به سمتم نگرفته بود،تو حال خودم بودم که دیدم بچه ها صدام میکنن: «حمید..حمید…حاج آقا باشماست»

نگاه کردم دیدم آقای بهجت به من اشاره میکنن که بیا جلوتر…آهسته در گوشم گفتن:

ـ یکماهه که امام زمانت رو خوشحال کردی…

تعداد مشاهده : 1,166 بازدید
نويسنده : admin