امروز : دوشنبه، ۲۵ شهریور ۱۳۹۸

جدیدترین مطالب ارسالی سایت

نقش مردان ‌غیرتی در جامعه

انتشار در: ۰۴ خرداد ۱۳۹۴

نقش مردان ‌غیرتی در جامعه

9918311438983073932001001502266571154156

غیرت فضایی آرام و سالم برای فعالیت زنان فراهم می‌کند و مردان و زنان بدون هیچگونه دغدغه و تشویش ذهنی در کنار هم کار و فعالیت می‌کنند.

انسان موجودی است که خداوند هنگام خلقش بر او آفرین گفت. این موجود تمامی صفات خدا را در خود دارد. حال برخی از این صفات در وی بروز و رشد کرده است اما برخی از صفات به صورت بالقوه در وی نهفته است. یکی از این صفات، صفت غیرت است. نمونه بارز غیرت مداری در امام حسین علیه السلام است که تا زمان حیات به احدی اجازه نداد تا به حریم زنان و کودکان تعرضی شود و مردانه با دشمنان جنگید. غیرت اقسامی دارد. مانند غیرت دینی، غیرت نسبت به نوامیس، غیرت نسبت به وطن و…. اما غیرتی که در این مقاله مورد بحث ماست، غیرت نسبت به نوامیس است.

غیرت اقسامی دارد. مانند غیرت دینی، غیرت نسبت به نوامیس، غیرت نسبت به وطن و…. اما غیرتی که در این مقاله مورد بحث ماست، غیرت نسبت به نوامیس است.

غیرت صفتی است که همچون یک پاسبان از نوامیس و انحرافات احتمالی جلوگیری می‌کند و موجب ثبات خانوادگی و حفظ سلامت اجتماعی می‌شود. مردان ایرانی از نمونه‌های بارز غیرت در جهان هستند. مردی که غیرت دارد نه تنها نسبت به خانواده خود این حس را دارد بلکه دربرابر ناموس دیگران نیز احساس مسئولیت کرده و سعی در حفظ و حراست اخلاقیات در اجتماع دارد. شاید به محض شنیدن واژه غیرت، چارچوب آن در حریم خانواده به ذهن متبادر شود 16813050166163011873515116919415392225152

در حالی که مرز غیرت فراتر از خانواده است و مردان باید مراقب باشند علاوه بر حفظ نوامیس خود، نسبت به زنانی که در جامعه حضور دارند نیز بی تفاوت نباشند و اگر کسی به آنان تعرضی کرد واکنش نشان دهند.

وقتی صحبت از غیرت می‌شود عده‌ای گمان می‌کنند این غیرت تعصب بی‌جا و نوعی تحجر فکری است که متعلق به گذشتگان بوده است و جوانان امروزی نباید پیرو گذشتگان باشند در حالی که غیرت در جامعه نشان دهنده احترام به حریم خصوصی افراد و دینداری است

مرد ذاتا به گونه‌ای آفریده شده است که نسبت به نوامیس خود مانند همسر، خواهر، مادر، دختر و هم کیشان خود احساس غیرت دارد. مردی که مراقب نوامیس خود باشد، ناخودآگاه آنان را از انحراف بازمی‌دارد و فساد و انحراف را در جامعه کم می‌کند. زنان به صورت غریزی نیاز به حمایت دارند تا آنان را در برابر آسیب‌ها و مشکلات محافظت کنند. بنابراین غیرت مردانه به صورت ناخودآگاه برای زنان شیرین و جذاب است و به این نیاز حمایت گری آنان پاسخ داده می‌شود.

کسی که نسبت به همسر خود غیرت نداشته باشد، اجازه می‌دهد تا وی به هر شکلی از منزل خارج شود و در اجتماع حضور پیدا کند.  مشاهده زنانی با پوشش‌ها و آرایش‌های نامناسب در جامعه نشان دهنده نبود غیرت در مردان آنان است. متاسفانه هر روز شاهد کاهش غیرت در سطح جامعه و تاراج فرهنگ و ریشه اصیل ایرانی هستیم و این موج تهاجم به اقصی نقاط کشور حتی روستاها نیز کشیده شده است.

وقتی صحبت از غیرت می‌شود عده‌ای گمان می‌کنند این غیرت تعصب بی‌جا و نوعی تحجر فکری است که متعلق به گذشتگان بوده است و جوانان امروزی نباید پیرو گذشتگان باشند در حالی که غیرت در جامعه نشان دهنده احترام به حریم خصوصی افراد و دینداری است.

به عبارت دیگر غیرت وسیله‌ای برای حفظ و صیانت از خانواده و سلامت جامعه است. حضرت علی علیه‌السلام در نهج البلاغه حکمت ۴۷ می‌فرمایند: «پاکدامنی مرد به اندازه غیرت اوست» بنابر این روایت هرچه مرد پاکدامن‌تر باشد غیرتمندتر است. مردی که هنگام حضور در جامعه مراقب حفظ حریم زن و مرد است میزان عفت و پاکدامنیش بالا می‌رود و به تبع آن نمی‌تواند نگاه‌ها و رفتارهای هوس آلود دیگران را به همسر و دختر خود تحمل کند.

کسی که نسبت به همسر خود غیرت نداشته باشد، اجازه می‌دهد تا وی به هر شکلی از منزل خارج شود .مشاهده زنانی با پوشش‌ها و آرایش‌های نامناسب در جامعه نشان دهنده نبود غیرت در مردان آنان است

وقتی در یک جامعه غیرت رنگ دیگری به خود می‌گیرد و مردان خود را موظف به رعایت حریم زن و مرد می‌کنند و وقتی مردی در جامعه می‌بیند که زنی مورد تعرض قرار گرفته و از خود عکس العمل نشان می‌دهد. این امر موجب می‌شود که میزان فساد در جامعه به مقدار زیادی کاسته شود. از یک طرف غیرت مردانه او را از تعرض به زنان نامحرم در اجتماع حفظ می‌کند و از طرف دیگر اجازه نمی‌دهد که مردان بی قید به ناموس دیگران تجاوز یا تعرض کنند. درصورتی که مردان بی قید در معرض اعتراض قرار گیرند، به مرور رفتارهای زشت و ناصحیح در جامعه اصلاح می‌شود و به دنبال آن زنان نیز کمتر دچار استرس و نگرانی در مواجهه با چنین مردانی می‌شوند.

 

از نگاه دیگر مردی که نسبت به همسر، مادر و خواهر خود غیرت داشته باشد، اجازه نمی‌دهد آنان به هر شکلی در اجتماع حضور پیدا کنند. در این حالت عفت و پاکی زنان در اجتماع نیز افزایش پیدا می‌کند. از دیگر محاسن غیرتمندی حفظ حجاب و عفاف است. زنان و دخترانی که تحت حمایت مردان غیرتمند باشند، حجاب خود را حفظ می‌کنند و خود را در معرض نمایش و دید عموم قرار نمی‌دهند. همچنین غیرت موجب می‌شود به زنانی که با ظاهری نامناسب در اجتماع حضور پیدا کرده‌اند، تذکر داده شود تا با وضعی مناسب‌تر و درخور شان اجتماع حاضر شوند.13021057199361522315161227159784415687168

همچنین مردی که در او صفت غیرت رشد کرده باشد و به ظهور رسیده باشد، دیگر نسبت به نوامیس دیگران نگاه آلوده ندارد که این خود نوعی از حجاب درونی و باطنی است. در این حالت میزان عفت و تقوای وی نیز به اندازه غیرت در او رشد کرده و به کمال می‌رسد.

انسان غیرتمند ارتباطات خارج از محیط خانه را در نظر دارد و هرجا که انحرافی را مشاهده کند بلافاصله با آن مقابله می‌کند و ریشه انحراف را می‌خشکاند. از طرف دیگر غیرت فضایی آرام و سالم برای فعالیت زنان فراهم می‌کند و مردان و زنان بدون هیچگونه دغدغه و تشویش ذهنی در کنار هم کار و فعالیت می‌کنند.

باوجود همه آنچه در مدح غیرت گفته شد، مردها باید مراقب باشند که از غیرت بی‌جا پرهیز کنند زیرا در برخی از مواقع غیرت‌های بی‌جا چیزی جز بدگمانی و ایجاد وسوسه در فرد مقابل نیست و این رفتارهای نابجا می‌تواند موجب سست شدن و متزلزل شدن کانون خانواده و بیمار شدن دلها شود.

 

تعداد مشاهده : 1,135 بازدید
نويسنده : admin

گنجی نهان برای جوانان

انتشار در: ۰۴ خرداد ۱۳۹۴

گنجی نهان برای جوانان

1041864619814924911912222953253208173812912

پژوهشهای‌ انجام‌ شده‌ در ایران‌ حاکی‌ از آن‌ است‌ که‌ بیشترانحرافات‌ و بزهکاری‌های‌ جوانان در جامعه ‌، نتیجه‌ فقدان‌ برنامه‌ریزی‌ صحیح‌در گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ آنان‌ می‌باد; چنان‌ که‌ در تابستان‌ به‌ دلیل‌افزایش‌ وقت‌ آزاد و فرصتهای‌ فراغتی‌ جوانان‌، بیشترین‌ بزهکاری‌ها واختلالات‌ رفتاری‌ به‌ وقوع‌ می‌پیوندد.

درویشی از امام محمد باقر نقل کرده است که فرمودند: وقتتان را به چهار بخش تقسیم کنید:

*بخش اول را برای خدا و ارتباط و راز و نیاز با او اختصاص دهید.

*بخش دوم را صرف کار و تلاش به تناسب تواناییتان کنید.

*بخش سوم را به برقراری ارتباط با دیگران و انس با افراد بگذرانید.

*در بخش چهارم  به تفریحات سالم و غیر حرام بپردازید.

امام محمد باقر فرمودند که با این بخش آخر، سه بخش دیگر تضمین می‌شود

کلمه‌ «فراغ» یا «فراغت» در زبان‌ محاوره‌ و ادبیات‌ عامه‌، دارای‌ چندمعنی‌ متفاوت‌ است‌; یک‌ معنی‌ آن‌، فارغ‌ بودن‌، فراغت‌ داشتن‌ و بیکاری‌است‌. معنی‌ دیگر آن‌ خلاف‌ «شغل» است‌; یعنی‌ دست‌ کشیدن‌ از کار، به‌پایان‌ رساندن‌ امری‌، رها شدن‌ و رهیدن‌ از کاری‌ و خالی‌ شدن‌ ازکوششی‌ و معنی‌ آخر آن‌ در ترکیب‌ «فراغ‌ بال‌»، آسودگی‌ خاطر و آسایش‌است‌ که‌ در برابر رنج‌ و سختی‌ به‌ کار برده‌ می‌شود.

«اوقات فراغت»، یکی از سرمایه های ارزشمند و گنج های نهان است. به شرط آن که توانایی استخراج و بهره گیری از این گنج را داشته باشیم.

این که گفته اند:«فرصت، به دست آمدنی نیست؛ بلکه به دست آوردنی است» کلامی درست است و کار کسانی است که خلاقیت آنان در «مدیریّت زمان» و ا ستفاده از «فرصت های موجود»، سبب می شود که زمان، گسترش یابد و از «هیچ»؛ «خیلی چیزها» پدید آید.

اندیشمندان‌ بسیاری‌ معتقدند که ” ‌پایه‌ریزی‌ موجودیت‌ و اصالت‌ فرهنگ‌ بر مبنای‌ فرصتها و اوقات‌فراغت‌ افرادی‌ است‌ که‌ در آن‌ جامعه‌ زندگی‌ می‌کنند “ و نیز ” تمدنهای‌انسانی‌ سرمایه‌های‌ جاویدانی‌ هستند که‌ از کاشت‌، داشت‌ و برداشت‌صحیح‌ اوقات‌ فراغت‌ متجلی‌ گشته‌اند

مثلاً اگر «تعطیلات»، نوعی فرصت و مهلت است، بدون برنامه ریزی برای استفاده از آن، این «منبع سود»، به راحتی تبدیل به «کانون زیان» می شود و این سرمایه از کف می رود.

این گونه است که ایّام فراغت، به ایّام حسرت تبدیل می شود و سرمایه به زیان

ویژگیهای اوقات فراغت در جهان معاصر تحولات و دگرگونیهای سریع صنعتی با پیامدهای اجتماعی و اقتصادی فراوانی همراه بود و تأثیرات مهمی بر چگونگی اوقات فراغت مردم بر جای گذاشت. به عنوان مثال، مکانیزه شدن صنایع و ایجاد18259871171771312481933423023799182137219

امکانات رفاهی ونظایر آن موجب تغییر سبک زندگی مردم از قبیل کوچکتر شدن ابعاد خانواده و تغییر روابط همبستگی افراد با یکدیگر شد، در حالی که در گذشته، روابط همبستگی و خانوادگی افراد با یکدیگر نقش بارزی در گذران اوقات فراغت مردم داشت. علاوه بر این، مکانیزه شدن وسایل رفت و آمد، ظهور سینما و اختراع تلویزیون نیز اوقات فراغت انسانها را متأثر ساخت ـ گر چه پیشرفت تکنیک تنها عامل نبوده و احتیاجات اجتماعی، روابط میان قدرتهای اجتماعی زمان و محیط اجتماعی و اقتصادی هم بر میزان زمان آزاد و انتخاب نوع امکانات فراغتی بشدت اثر گذاشته است. بدین ترتیب، از مشخصات اساسی فراغت در جهان کنونی آن است که دیگر تنها به طبقات ممتاز و متنعم اختصاص ندارد و به طبقات دیگر هم تعمیم یافته است. شاخص دوم این است که در سابق، اگر طبقات پایین تر جامعه از لحظات محدود آزادی و آسودگی برخوردار بودند، این اوقات درون خانه و خانواده صرف می‌شد، صورت غیررسمی و خودمانی داشت و به همنشینی و محاوره با خویش و پیوند با دوست و همسایه می‌گذشت.

فعالیتهای‌ اوقات‌ فراغت‌ امروزه‌ از چنان‌ اهمیتی‌، برخوردار است‌که‌ حتی‌ از آن‌ به‌ مثابه‌ آیینه‌ فرهنگ‌ جامعه‌ یاد می‌کنند. به‌ این‌ معنی‌ که‌چگونگی‌ گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ افراد یک‌ جامعه‌ تا حد زیادی‌ معرف‌ویژگیهای‌ فرهنگ‌ آن‌ جامعه‌ است‌. اندیشمندان‌ بسیاری‌ معتقدند که ” ‌پایه‌ریزی‌ موجودیت‌ و اصالت‌ فرهنگ‌ بر مبنای‌ فرصتها و اوقات‌فراغت‌ افرادی‌ است‌ که‌ در آن‌ جامعه‌ زندگی‌ می‌کنند “ و نیز ” تمدنهای‌انسانی‌ سرمایه‌های‌ جاویدانی‌ هستند که‌ از کاشت‌، داشت‌ و برداشت‌صحیح‌ اوقات‌ فراغت‌ متجلی‌ گشته‌اند.“ بنابراین‌، اگر طرح‌ و نقشه‌ زندگی‌ و کار جوانان‌ با برنامه‌هایی‌ که‌برای‌ اوقات‌ فراغت‌ خود تنظیم‌ می‌کنند، مغایرت‌ داشته‌ باشد و یاتفریحات‌ و فعالیتهای‌ فراغتی‌ آنها از نظر ارزشی‌ و فرهنگی‌ با آموزه‌ها وارزش‌های‌ اجتماعی‌ متباین‌ باشد، اوقات‌ فراغت‌ به‌ یک‌ مشکل‌اجتماعی‌ مبدل‌ خواهد شد. در مجموع‌، وجود اوقات‌ فراغت‌ برای‌ جوانان‌ می‌تواند هم‌ سازنده‌و مفید و هم‌ مخرب‌ و ویرانگر باشد.

فقدان‌ آگاهی‌ والدین‌، و نبود امکانات‌ تفریحی‌ وفراغتی‌ مناسب‌ باعث‌ می‌شود که‌ بسیاری‌ از جوانان‌ نیازهای‌ خود را ازطریق‌ مجاری‌ خلاف‌ و غیر مجاز تأمین‌ و برآورده‌ نمایند که‌ رواج‌تفریحات‌ ناسالم‌ و انحرافی‌، خود مدخل‌ جوانان‌ برای‌ ورود به‌ عرصه‌بزهکاری‌ها و انحرافات‌ اجتماعی‌ است‌

تفاوت‌ کارکردهای‌ اوقات‌ فراغت‌ در جوامع‌ و فرهنگهای‌مختلف‌ بی‌تردید، شیوه‌گذران‌ اوقات‌ فراغت‌، متناسب‌ با نحوه‌ تفکر،اعتقادات‌ و شرایط اجتماعی‌، اقتصادی‌ و فرهنگی‌ هر جامعه‌ متفاوت‌است‌. به‌ بیان‌ دیگر، آنچه‌ ملتها در فراغت‌ انجام‌ می‌دهند، حکایت‌گر وتعیین‌کننده‌ فرهنگ‌ ملی‌ و ارزشهای‌ مقبول‌ جوامع‌ آنها است‌. بی‌توجهی‌ به‌ نیازهای‌ اوقات‌ فراغت‌ جوانان‌ آثار سوء و زیانباری‌بر پیکره‌ جامعه‌ بر جای‌ می‌گذارد که‌ مهمترین‌ آنها عبارت‌اند از:

رشد انحرافات‌ و بزهکاری‌ در بین جوانان‌411631651574725475978012727104175820955

پژوهشهای‌ انجام‌ شده‌ در ایران‌ حاکی‌ از آن‌ است‌ که‌ بیشترانحرافات‌ و بزهکاری‌های‌ جوانان در جامعه ‌، نتیجه‌ فقدان‌ برنامه‌ریزی‌ صحیح‌در گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ آنان‌ می‌باشد; چنان‌ که‌ در تابستان‌ به‌ دلیل‌افزایش‌ وقت‌ آزاد و فرصتهای‌ فراغتی‌ جوانان‌، بیشترین‌ بزهکاری‌ها واختلالات‌ رفتاری‌ به‌ وقوع‌ می‌پیوندد. در حقیقت‌، فقدان‌ آگاهی‌ والدین‌، و نبود امکانات‌ تفریحی‌ وفراغتی‌ مناسب‌ باعث‌ می‌شود که‌ بسیاری‌ از جوانان‌ نیازهای‌ خود را ازطریق‌ مجاری‌ خلاف‌ و غیر مجاز تأمین‌ و برآورده‌ نمایند که‌ رواج‌تفریحات‌ ناسالم‌ و انحرافی‌، خود مدخل‌ جوانان‌ برای‌ ورود به‌ عرصه‌بزهکاری‌ها و انحرافات‌ اجتماعی‌ است‌.

توقف‌ رشد و بالندگی‌ در جوانان‌ حرکت‌ در جامعه ، جنبش‌، تفریح‌ و در یک‌ جمله‌ گذران‌ صحیح‌ اوقات‌فراغت‌ از ویژگیهای‌ حیات‌ سالم‌ یک‌ جوان‌ است‌ که‌ به‌ صورت‌ غریزی‌در سرشت‌ او نهاده‌ شده‌ است‌ و خود عامل‌ و انگیزه‌ای‌ برای‌ رشد وتعالی‌ و سلامت‌ و نشاط در وی‌ می‌باشد. از این‌ رو، منع‌ جوانان‌ ازفعالیتهای‌ با نشاط، تحرک‌ و تفریح‌، نه‌ تنها موجب‌ توقف‌ رشد بلکه‌سبب‌ افسردگی‌ و بروز رفتارهای‌ ناهنجار و نیز از دست‌ رفتن‌ شور ونشاط و بالندگی‌ در زندگی‌ اجتماعی  آنان‌ می‌گردد. در قرن‌ حاضر، جوانان‌ بیش‌ از همیشه‌ به‌ خوب‌ زیستن‌ و داشتن‌سلامت‌ جسمی‌ و روحی‌ نیازمندند. بدیهی‌ است‌ که‌ بی‌توجهی‌ به‌دلپذیرترین‌ فرصتهای‌ زندگی‌ جوانان‌، دور کردن‌ آنان‌ از دوره‌ جوانی‌خود و محروم‌ ساختن‌شان‌ از بدیهی‌ترین‌ حقوق‌ اولیه‌شان‌ جزسرخوردگی‌ و ناامیدی‌ برای‌ آنان‌ در پی‌ نخواهد داشت‌.

تعداد مشاهده : 1,013 بازدید
نويسنده : admin

یک نگاه، یک لبخند

انتشار در: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

یک نگاه، یک لبخند

9402313

 

«تَعْصِی الاِلهَ وَ اَنْتَ تُظْهِرُ حُبَّهُ هذا لَعَمْری فِی الْفِعالِ بَدیعٌ لَوْ کُنتَ تُظهِرُ حُبَّهُ لاَطَعْتَهُ اِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ یُحِبُّ مُطیعٌ»
تمامت دلت را برای خدا گفتی… با واژه‏ هایی که ریشه در ابر دارند و هنوز بر دل‏ های آسمانی می‏بارند.
کاشکی ما نیز «فهمیده» بودیم! کاشکی دستی به «دعا» می‏گشودیم!
کاشکی حتی ذره‏ای حقِ دوستیِ حق را، ادا می‏کردیم و فقط ادعا نمی‏کردیم!
اگر دوستِ خدا بودیم، هرگز اهل گناه نبودیم!
حق با تو است… ما راست نگفتیم؛ دروغ گفتیم!
ما این‏سان که نُمودیم، نبودیم.
مگر می‏توان دوستارِ کسی بود و مُطیعش نبود؟!
مگر می‏شود حُرمتِ آن‏که را دوست داشت، نگاه نداشت؟
ما، دل به حق نسپردیم… آبروی عشق را بردیم!
از دنیا بگذرید
«اصحابی؛ اِخوانی! علیکم بِدارِ الاخِرَهِ وَ لااُوصیکُمْ بِدارِ الدُّنیا فَاِنَّکُم عَلَیْها وَ بِها مُتَمَسِّکُونَ؛ اَما بَلَغَکُمْ اَنَّ عیسی علیه‏السلام قالَ لِلحَوارِیّینَ: اَلدُّنیا قَنطَرهٌ فَاعْبُروُها وَ لا تَعمروُها وَ…».
ایستادی؛ چشم در چشم ما. وقتی لب گشودی، تمام بغضم ناگهان ترکید؛
«به دنیا، دل نبندید
بارِ سفر ببندید».
آن‏گاه، اندکی برآشفتی و از عیسی علیه‏السلام گفتی… که او نیز برآشفته بود، و به یارانش گفته بود:
بَر اَمواج، خانه نسازید. به آبادی‏اش نپردازید.
و ما – اما – ویلاها ساختیم و فراوان به آنها پرداختیم؛ هرچند می‏دانستیم حتی «مولا ویلا نداشت»! و دنیا را برای اهلش واگذاشت. اما فقط و فقط سرودیم. ما را ببخش، اگر نااهل بودیم!
ما را ببخش
دلم سخت گرفته. «هوای خانه ‏ام ابری است» به صحیفه سبزت می‏نگرم.
«انجیل اهل‏بیت»، «زبور آل محمد» و… حسی غریب دارم. دوست دارم ببارم «چون ابر در بهاران».
ما، بَدیم؛ که با «قرآن» کنار نیامدیم. گلی – هم – بر سر خواهر آن نزدیم!
قرآن را کنار گذاشتیم و حُرمتِ خواهرش را نگاه نداشتیم؛ چنان‏که «نهج‏ البلاغه» را «دون» نمودیم و حتی به دنبال واژه‏ای درخور برای وصفش نبودیم.
ما را ببخش، اگر حق برادری را به جا نیاوردیم و به خواهر قرآن، خیانت کردیم!
برایم تبسم کن
یا علی!
می‏خواهمت در دنیا و می‏خوانمت؛ که خدا نیز در آخرت می‏خوانَدَت.
ای زینتِ عبادت‏پیشگان؛ همدم بی‏نوایان؛ بردبارترین بردباران؛ شفاعت کننده فرمانداری معزول نزدِ عبدالملک مروان؛ و… شبیه‏ترین کسان به امیرمؤمنان علی علیه‏ السلام !
آری، می‏دانم هیچ‏گاه به هیچ‏کس «نَه» نگفتی و بر کسی نیاشفتی! چشم‏ هایت را از گناهانم فرو بند. در دل و جانم گُل کُن. امروز برایم تبسم کن.
می‏خواهم دیگر به دنیا دلشاد نباشم. می‏خواهم مثل تو «سجاد» باشم.
به نگاهی، دلشادم کن.
اینجا، هوا برای نَفَس کشیدن، کم است؛ از این قفس، آزادم کن.

مهدی خلیلیان

 

تعداد مشاهده : 918 بازدید
نويسنده : admin

نخست، دست‌هایت متولد شدند

انتشار در: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

نخست، دست‌هایت متولد شدند

9402312

تو متولد شدى، ولی نخست دست‌هایت به دنیا آمدند. دست‌هایت که پیش از تولد تو در تمام هستی زبانزد بوده‌اند. دست‌هایت که دست استغاثه تمام عالم به سوی آن‌هاست. دست‌هایت که تاریخ را ساخته‌اند… خدا نخست دست‌هایت را آفرید…

به آن دست‌های توفانی عاشقانه نگاه کرد و گفت: «این دست‌ها بهترین دست‌های عالمند…» آنگاه تمام افلاک در برابر دست‌هایت به سجده افتادند. تمام فرشتگان بر دست‌هایت بوسه زدند و خدا گفت: «برای این دست‌ها مردی خواهم آفرید که نامش را در آسمان‌ها دست به دست خواهند برد…» و خدا تو را آفرید، برای آن دست‌های بی‌بدیل … دست‌های معجزه‌گر… .

دست‌هایت را دوست می‌دارم که با دست‌های خدا نسبت دارند و از ازل با ثارالله بیعت کرده‌اند؛ دست‌هایی که تنها برای حمایت از آفتاب به زمین ‌آمده‌اند برای آنکه پسر خورشید روی زمین باشند. از تو تنها به همین دست‌ها کفایت می‌کنیم و گره‌های کور روزگارمان را به آستانه مهر این دست‌ها می‌آوریم تا گشوده شوند. تا نمک‌گیر شویم… تا از نو ایمان بیاوریم… به تو… به عشقی که تو را این‌گونه شهره عالم کرد… و به خدایی که این عشق را آفرید… .

تو را عشق به این روز انداخته ای ماه! تو را عشق چنین سرفراز کرده… وقتی که سایه به سایه خورشید، تمام راه‌های سخت را بپیمایى، وقتی که چشم از خورشید برندارى، وقتی که خویش را وقف او کنى، وقتی که تمام هستی‌ات را در دست‌هایت بگذارى، تمام خودت را در دست‌هایت بریزی و آن دست‌ها را به سوی عشق دراز کنى، این‌گونه خواهی شد. این‌گونه که خدا دست‌هایت را در آغوش می‌گیرد و آنگاه تمام قدرت بی‌منتهایش را به دست‌های تو می‌بخشد. آنگاه تمام درهای بسته، تمام قفل‌های ناگشودنی و تمام گره‌های کور، با دست‌های تو گشوده خواهد شد ای باب‌الحوائج!

سودابه مهیجى

 

تعداد مشاهده : 875 بازدید
نويسنده : admin

طلوع آفتاب جمال حسین(ع)

انتشار در: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

طلوع آفتاب جمال حسین(ع)

9402311

 

سلام بر تو که گلویت، بوسه ‏گاه پیامبر بود. ای خلاصه فاطمه و علی! بر ما بتاب که در تیرگی خاک، بی‏ آفتاب یاد تو، پامال عبور روزهاییم و تنها عشق است که می‏تواند در تعریف تو، قد راست کند. امروز، خانه محقر علی، در آفتاب جمال تو، به مرکزیّت عالم، شناخته خواهد شد و نورِ سرگردانِ حسین که سال‏ها پیش از خلقت آدم در افلاک غوطه می‏خورد، در قاب جسم خویش، حلول خواهد کرد.
بیا ای هم‏بازی جبرئیل و پیمبر، که عشق تو، هول قیامت و سکرات مرگ را بر ما آسان می‏کند.
سلام کردم و به من تبسمت جواب داد     فتاد سایه ‏ات سرم، دوباره آفتاب داد
چهار سوی خانه‏ام سلام می‏فرستمت     سلام دادم و به من دعای مستجاب داد
دریایی به نام حسین
می‏گویند: «پایان شب سیه سپید است» و ازاین‏ رو، خورشید تو دوبار، متولد شد؛ یکی در خانه فاطمه و دیگربار بر نیزه‏ های شبزدگان.
روزی که عطر تو در ایوان ملائک پیچید، ملائک، تبریک‏ گویِ پروردگارِ تو بودند، تا ذرات جهان، به سجود درآمدند و تو را ذکر گفتند؛ «یاحسین».
خداوند، تو را آفرید تا از رعدِ گریه‏ های شبانه علی، بارانِ رحمت خود را بر زمین ببارد و به ازای هر قطره اشک علی، دریایی به نام حسین را هدیه کند.
در دوستیِ حسین علیه ‏السلام 
هیچ سجاده ‏ای باز نشد که نام تو را رمز عبور خود نکرد، یا حسین!
خاکِ تو، آبروی سجده من است و آب، با تولد تو، در فرهنگ لغات دلم، هم ‏خانواده حسین شد.
آن‏که تو را زیارت کند، هزار هزار درجه نزد خداوند به او عطا کنند؛ چراکه باران مهرِ تو، پوسته سخت دانه دل را می‏شکافد.
یا حسین! از قرن‏ های آن سوی تقویم، وقتی نوازشِ نور تو در رگ‏هایمان جاری می‏شود، چه تماشا دارد لذت گم شدن و غرق شدن در اسمت!
شفیع قیامت
حسین، تنها واژه ‏ای است که وقتی زاده شد، برخاست؛ مثل عطر، وقتی که سرِ مظروف آن را جدا می‏کنند و سرریز می‏شود.
تکرار تو بر نوارهای سبز دیوارهای مسجد، یادمان داد که تو بیش از یک نفر بودی. تو را باید آن‏قدر نوشت، تا محراب و جانماز و نقش اسلیمی طاق‏ نماهای زمین، به ناتمامِی تو اقرار کنند؛ یا حسین!
« در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم     بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم     به گفت‏گوی تو خیزم به جست‏وجوی تو باشم»

تعداد مشاهده : 880 بازدید
نويسنده : admin

چقدر شبیه پیامبریم؟

انتشار در: ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴

چقدر شبیه پیامبریم؟

940225

این روزها، میان مردم، یک سری رفتارهای خاص، پسندیده محسوب می شوند که راستش نمی دانیم منبع و منشأ دقیقش از کجاست. رفتارهایی که ما را شبیه افراد ثروتمند و تحصیلکرده و به قول خودمان باکلاس نشان دهد تا خدایی نکرده یک وقت شبیه عقب مانده ها به نظر نرسیم. آن وقت است که رفتارمان پسندیده محسوب می شود و همین که در چشم مردم خوب جلوه کنیم، کلی متشخص به حساب می آییم. غافل از اینکه شخصیت اصلی چیز دیگری است و باید به خاطر کسی دیگر تلاش کنیم تا محبوب او شویم.

اینکه چگونه می توانیم نزد خالقمان محبوب باشیم را، با نگاهی به سیره و سنت پیامبر و اهل بیتمان (علیهم السلام) می توانیم بفهمیم. اما آیا تا به حال دقت کرده اید که چقدر رفتارهایمان در موقعیتهای مختلف شبیه الگوی عالم، حضرت محمد مصطفی (ص) است؟ در این مطلب با ما همراه باشید تا گوشه ای از رفتارهای پیامبر اکرم (ص) را در موقعیتهای مختلف بخوانیم و سعی کنیم آن را در زندگی پیاده کنیم.

ارزش خانواده

ما در دوره ای زندگی می کنیم که به خاطر وجود وسایل ارتباط جمعی و وجود شبکه های مختلف اجتماعی، ارتباط افراد در دنیای واقعی کم رنگ شده است و متأسفانه این مسئله در بین اعضای خانواده هم به چشم می خورد. این در حالی است که روابط صمیمی اعضای خانواده و مکالمه ی آنها با همدیگر و نیز همکاری برای کارهای مختلف خانه ، باعث محبت بیشتر می شود. همانطور که در رفتار پیامبر اسلام (ص) هم دیده می شد که همیشه در کارهای منزل با دیگران همکاری     می کردند (۱) و هر گاه به خانه می رفتند، با افراد گفتگو می کردند(۲) و تا آنجا که ممکن بود تنها غذا نمی خوردند.

بخشش و فراموشی

خیلی وقتها، از مردم می رنجیم و هرگز آن را از یاد نمی بریم. اگر کسی به ما بدی کند، حتما باید به نوعی انتقام بگیریم و دل خودمان را خنک کنیم! در حالی که سیره ی پیامبر (ص)، بر بخشیدن مردم بود و اگر به آن بزرگوار ستمی می شد، آن را می بخشیدند و هرگز در صدد انتقام برنمی آمدند و تنها به خاطر خدا غضب می کردند.(۳)

لبیک به مردم

اگر کسی از شما درخواستی داشته باشد، یا اگر کسی دعوتتان کند، برای پذیرش آن درخواست یا دعوت، چه ملاکی دارید؟ مثلا پیش خودتان می گویید به خاطر اینکه فلان کار را کرده یا فلان حرف را زده بود پاسخ او را نمی دهم؟ یا اینکه چون خودتان را برتر از آن شخص می دانید یا به هر دلیل دیگری که بیشتر شبیه بهانه است، از پذیرش دعوت یا درخواست دیگران خودداری می کنید، لازم است بدانید که پیامبر رحمت (ص)، دعوت همگان را می پذیرفتند ولو فقیرترین مردم (۴) و هرگاه کسی از ایشان درخواستی داشت، جواب رد نمی شنید. «و چیزی از آن جناب درخواست نشد که «نه» بگوید. و هرگز حاجتمندی را رد نکرد جز آنکه یا حاجت او را برمی آورد، یا او را با سخنی نرم و دلنواز خرسند می ساخت.» (۵)

فروتنی در عین بزرگی

بعضی افراد را دیده اید که تا به جایی می رسند، رفتارشان فرق       می کند و انگار که از همه ی اهل عالم برترند؟ اگر مال و ثروتی دارند یا به پست و مقامی رسیده اند، فکر می کنند که دیگر خیلی از کارها در شأن آنها نیست و دیگران را زیردست خود می بینند. خدا کند که ما جزو این دسته افراد نباشیم، زیرا پیامبرمان (ص) با آن همه بزرگی و عزت، که برترین مخلوق خداوند بودند هرگز غرور و تکبر نداشتند و با مردم متواضعانه رفتار می کردند. به هرکس می رسیدند پیشاپیش سلام می کردند، حتی به کودکان؛ اگر با گروهی راه می رفتند، در کنار آنها گام برمی داشتند و نمی گذاشتند کسی پشت سرشان حرکت کند؛ به خدمتکاران و غلامان کمک می کردند و خلاصه آنقدر مهربان و فروتن بودند که همه ی مردم خودشان را محبوب حضرت (ص) می دانستند.

البته ناگفته نماند که پیامبر (ص) تواضع نابجا را زشت می دانستند و تواضع در برابر کفار و منکران، افراد متکبر و ثروتمندان را (به خاطر ثروتشان) ناشایست می دانستند.

توصیفی از امام حسین (ع)

ویژگیهای اخلاقی پیامبر (ص)، قطعا در یک مطلب کوتاه نمی گنجد؛ به همین خاطر در انتها، توصیف اخلاق ایشان را از زبان امام حسین (علیه السلام) می آوریم:

« رفتار پیامبر( ص) با همنشینانش چنین بود که دائماً خوشرو و خندان و آسانگیر و ملایم بود. هرگز خشن و سنگدل و پرخاشگر و بد زبان و عیبجو و مدیحه گر نبود. هیچ کس از او مأیوس نمی شد و هر کس به در خانه او می آمد نومید باز نمی گشت. سه چیز را از خود رها کرده بود: مجادله در سخن، پرگوئی و دخالت در کاری که به او مربوط نبود؛ و سه چیز را در مورد مردم رها کرده بود: کسی را مذمت       نمی کرد، سرزنش نمی فرمود، و از لغزش ها و عیوب پنهانی مردم جستجو نمی کرد … نزد او هرگز نزاع و مجادله نمی کردند… هرگاه فرد غریب و ناآگاهی با خشونت سخن می گفت و درخواستی می کرد، تحمّل می نمود، و به یارانش می فرمود هر گاه کسی را دیدید که حاجتی دارد به او عطا کنید، و هرگز کلام کسی را قطع نمی کرد تا سخنش پایان گیرد.» (۶)

« ای رسول ما! به خاطر لطف و رحمتی که از جانب خدا، شامل حال تو شده، با مردم مهربان گشته ای، و اگر خشن و سنگدل بودی، مردم از دور تو پراکنده می شدند، پس آن ها را ببخش، و برای آن ها طلب آمرزش کن، و درکارها با آن ها مشورت فرما.» (۷)

پی نوشت:

 ۱ـ مصطفی دلشاد تهرانی، سیره نبوی منطق عملی، دفتر چهارم، سیره خانوادگی، انتشارات دریا، چاپ اول، ص ۴۲۹٫ * ۲ـ همان، ص ۱۱۳٫ * ۳و۴و۵ـ ماهنامه موعود، مرداد ۱۳۸۵، شماره ۶۶؛ به نقل از سایت حوزه. * ۶ـ شیخ عبدالعلی حویزی، نورالثقلین (تفسیر) ،ج ، ۵ صص ۳۹۳ـ ۳۹۲؛ به نقل از مجله ی پاسدار اسلام، اسفند ۱۳۸۷ و فروردین ۱۳۸۸، شماره ۳۲۷ و ۳۲۸٫ * ۷ـ آل عمران، ۱۵۹٫

 

تعداد مشاهده : 872 بازدید
نويسنده : admin

دری بساز برایم دوباره …

انتشار در: ۱۵ اسفند ۱۳۹۳

دری بساز برایم دوباره

سلام، آمده ام تا سفارشی بدهم

دری بساز برایم دوباره؛ ای نجار

دری که کنده نگردد به ضربۀ لگدی

دری مقاوم و محکم ز بهترین الوار

دری که رد نشود یک غلاف از لایش

دری بساز بدون شیار و بی مسمار

برای این که کسی مشت روی در نزند!

بیا سه چار کلون اضافه تر بگذار

دری بساز برایم ز چوب های نسوز

دری که دیرتر آتش بگیرد ای نجار

دری به عرض من و جبرئیل و یک تابوت

دری به طول قد و قامت خم عمار

در انتها، سر هر میخ تیز را کج کن

مهم تر از همه این است! خاطرت بسپار…

وحید قاسمی

 

تعداد مشاهده : 869 بازدید
نويسنده : admin

پادشاه عربستان سعودی درگذشت

انتشار در: ۰۴ بهمن ۱۳۹۳

پادشاه عربستان سعودی درگذشت

download (4)

امام صادق (ع) می فرمایند: هرکس مرگ عبدالله را برای من تضمین کند، من ظهور قائم (عج) را برای او ضمانت میکنم. وقتیکه عبدالله درگذشت مردم برای حکومت به کسی توافق نمیکنند و فروانروائی های چند ساله پایان یافته و حکومتهای چندماهه و چند روزه فرا میرسد. چندان طول نمیکشد تا حکومت بدست صاحب اصلی اش حضرت حجت برسد. انشاءالله

منابع:

روزگار رهائی ص ۹۱۹

عصر ظهور علی کورانی ص ۲۹۲

مهدی منتظر شیخ جواد خراسانی ص ۱۸۸

بحارالانوار جلد ۵۲ ص ۲۱۰

ترجمه ۱۳بحار علی دوانی ص ۹۸۵

غیبت شیخ طوسی ص ۲۷۱

الامام المهدی ص ۲۳۰

بشاره الاسلام ص ۱۲۲

نوائب الدهور و علائم الظهور جلد ۳ ص ۷

تلویزیون رسمی عربستان سعودی با قطع برنامه‌های خود از مرگ پادشاه عربستان سعودی خبر داد.پادشاه عربستان سعودی درگذشت

به گزارش «تابناک»، دفتر پادشاه عربستان سعودی در بیانیه ای اعلام کرد ملک عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه این کشور در ساعت یک بامداد (به وقت محلی) امروز جمعه درگذشت.

دربار پادشاهی سعودی شاهزاده سلمان را پادشاه جدید و شاهزاده مقرن را ولیعهد اعلام کرده است.

در بیانیه دربار سعودی آمده است: شاهزاده سلمان بن عبدالعزیز آل سعود بر اساس قانون اساسی به عنوان پادشاه عربستان مورد بیعت قرار گرفت و بیعت شهروندان سعودی با ملک سلمان بن عبدالعزیز و شاهزاده مقرن بن عبدالعزیز به عنوان ولیعهد پس از نماز عشا جمعه در کاخ پادشاهی در ریاض برگزار خواهد شد.

در همین حال بی‌بی‌سی اعلام کرد که مقام‌های عربستان سعودی تایید کرده اند که ملک عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه این کشور در سن ۹۰ سالگی درگذشته است.ملک عبدالله در چند هفته اخیر به علت ابتلا به عفونت ریه در بیمارستان بستری بود. او در سال ۲۰۰۵ و پس از مرگ برادرش، ملک فهد، پادشاه عربستان سعودی شد.

«خبرگزاری رویترز» نیز خبر داد ، خبر مرگ  «عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود»  قبلا بارها به صورت شایعه مطرح می شد اما اینبار با اعلام اخبار مرگ وی از تلویزیون دولتی عربستان به شایعات پایان داد.

از زمان بستری شدن ملک عبدالله در بیمارستان، ولیعهد ملک سلمان وظایف او را برعهده گرفته بود. سلمان همزمان با ولیعهدی، از سال ۲۰۱۲ وزیر دفاع این کشور هم بود.

پادشاه جدید عربستان کیست

امیر سلمان بن عبدالعزیز آل سعود ۷۹ ساله که بامداد جمعه در پی درگذشت عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان سعودی شد، ضمن داشتن مسند ولیعهدی، از سال ۲۰۱۲ وزیر دفاع این کشور هم بود.پادشاه عربستان سعودی درگذشت

سلمان برادر ناتنی ملک عبدالله و بیست و پنجمین فرزند عبدالعزیز آل سعود بنیانگذار عربستان و برادر تنی ملک فهد(شاه سابق) و نایف و سلطان (دو ولیعهد سابق ملک عبدالله) است. مادر وی ‘حصه بنت احمد السدیری’ است.

امیر سلمان پیش از این ولیعهد سعودی و سه دوره حاکم ریاض بود و تصدی وزارت دفاع عربستان را نیز برعهده داشته است.

وی از مهمترین ارکان خاندان سلطنتی عربستان سعودی به شمار می رود و یکی از افرادی است که به آنها «هفت سدیری» گفته می شود؛ منظور همان فرزندان ذکور ملک عبد العزیز از همسرش ‘حصه’ هستند.

سلمان تحصیلات مقدماتی خود را در مدرسه امرا و شاهزادگان در ریاض سپری کرد. در ۱۶ مارس ۱۹۵۴ هنگامی که به نیابت برادر تنی خود ‘نایف بن عبد العزیز’ به امیری ریاض پایتخت عربستان رسید، وارد دنیای سیاست شد.

سلمان بن عبد العزیز مالک ۱۰ درصد سهام مجموعه سعودی بازاریابی و تحقیقات است که روزنامه فرامنطقه ای ‘الشرق الاوسط’ جزو تملک این مجموعه به شمار می رود.

وی با اینکه سهامی اندکی از این روزنامه را در اختیار دارد، اما از طریق پسرش ‘فیصل’ بر گرایش های فکری و سیاسی این روزنامه حاکم است.

سلمان تاکنون سه بار ازدواج کرده است. نخستین همسر وی ‘سلطانه بنت ترکی بن أحمد السدیری’ بود که فوت کرده و از او دارای ۶ فرزند به نام های امیر فهد، امیر سلطان، امیر أحمد، امیر عبدالعزیز، امیر فیصل و شاهزاده حصه است.

همسر دوم سلمان ‘فهده بنت فلاح بن سلطان’ از خاندان ‘آل حثلین’ است که از او نیز دارای ۶ فرزند به نام های امیر محمد، امیر ترکی، امیر خالد، امیر نایف، امیر بندر و امیر راکان است.

اما همسر سوم سلمان ‘ساره بنت فیصل بن ضیدان أبو اثنین السبیعی’ است که وی را طلاق داده و امیر سعود تنها فرزند وی از این ازدواج است.

امیر سلمان در حالی به مسند پادشاهی عربستان رسیده که با ۷۹ سال سن، دارای مشکلات جسمانی است به طوری که برخی گزارش ها نشان می دهد وی به دلیل بیماری قادر به اداره حکومت نیست.

شاهزاده مقرن بن عبد العزیز کیست

شاهزاده مقرن بن عبد العزیز آل سعود، سی و پنجمین پسر ملک عبد العزیز و کوچک‌ترین آنهاست .پادشاه عربستان سعودی درگذشت

شاهزاده مقرن در سپتامبر سال ۱۹۴۵ متولد شد و تحصیلات اولیه خود را در مرکز نمونه پایتخت آغاز کرد و پس از آن زندگی حرفه‌ای خود را با درجه افسری در نیروی هوایی عربستان شروع کرد تا اینکه در سال ۱۹۸۰ بازنشسته شد.

وی بیشتر عمر خود را صرف کسب تخصص در زمینه پروازهای نظامی کرده و در همین راستا به نیروی هوایی عربستان پیوست و در سال ۱۹۶۸ با درجه کمک خلبانی در رشته خلبانی در انگلیس فارغ التحصیل شد و پس از آن در سال ۱۹۷۴ تحصیلات خود را در دوره‌ ستاد و فرماندهی آمریکا ادامه داد و مدرک دیپلم دریافت کرد و پس از آن نیز به عنوان معاون مدیر عملیات هوایی و رئیس بخش برنامه‌ریزی و عملیات نیروی هوایی عربستان تعیین شد.

شاهزاده مقرن پس از بازنشستگی در سال ۱۹۸۰ به عنوان امیر منطقه حایل برگزیده شد و تا ۲۰۰۰ در این منصب بود و پس از آن نیز به عنوان امیر منطقه مدینه منوره تعیین و تا سال ۲۰۰۵ عهده‌دار این منصب بود و بعد از آن نیز به عنوان رئیس دستگاه اطلاعات عربستان و جانشین شاهزاده «نواف بن عبد العزیز» تعیین شد.

در تاریخ ۱۹ جولای ۲۰۱۲ نیز به عنوان مشاور ملک عبد الله بن عبد العزیز و فرستاده ویژه وی و در اول فوریه ۲۰۱۳ نیز به عنوان معاون دوم نخست وزیر منصوب گشت.

شهرت شاهزاده مقرن به شیفتگی وی به علم نجوم و مشاهدات نجومی، مطالعه اشعار عربی و تحقیقات زراعی و استفاده از تکنولوژی اجرای سیستم دولت الکترونیک مربوط می‌شود و در همین رابطه کتابخانه غنی مشتمل بر بیش از ۱۰ هزار جلد کتاب در اختیار دارد.

شاهزاده مقرن همچنین بارها نقش میانجی در پاکستان را ایفا کرده است.

تعداد مشاهده : 1,048 بازدید
نويسنده : admin

حمایت از اسلام (تصویر)

انتشار در: ۳۰ دی ۱۳۹۳

حمایت از اسلام (تصویر)

 

10899530_439338689577289_82698329_n

تعداد مشاهده : 1,015 بازدید
نويسنده : admin

بر رسول (ص) چه گذشت: یهودیان عهد شکن

انتشار در: ۳۰ دی ۱۳۹۳

بر رسول (ص) چه گذشت: یهودیان عهد شکن

 

ya-muhammad

 

باید دانست که حضرت رسول (ص) به خوبی می دانستند که تا اوضاع داخلی مدینه سر و سامان پیدا نکند و یهودیان با مسلمانان متحد نشوند، هرگز نهال اسلام در این محیط پرورش نخواهد یافت و مسلمانان و یهودیان با هم قراردادی را بستند. اما آنچه در این جا مطرح می شود این است که آیا یهودیان با توجه به سابقه ی تاریخیشان به این معاهده وفادار و متعهد باقی ماندند یا نه؟

تاریخ زندگی یهودیان بر این موضوع تأکید دارد که، یهودیان به هیچ عهدی وفادار باقی نمیمانند. بیوفایی، خیانت، کید و مکر، ویژگیهای ذاتی این قوم می باشد. حتی توراتی که هم اکنون در دستان خود آنان است، بیانگر علاقه و شور و اشتیاق آنان به نقض پیمانها و میثاقهاست. هم چنین قرآن کریم نیز درباره ی یهودیان می فرماید:« پس به سزای پیمان شکنی و انکارشان نسبت به آیات خدا و کشتار ناحقّ انبیا توسط آنان و گفتارشان که دلهای ما در غلاف است [لعنتشان] کردیم؛ بلکه به خاطر کفرشان بر دلهایشان مهر زده و در نتیجه جز شماری اندک [از ایشان] ایمان نمی آورند.»(۱)

البته این این عهدشکنی از زمان پیامبرشان، حضرت موسی(ع) شروع شد و پس از گذر از داوود و سلیمان و عیسی (ع) به آخرین پیامبر، حضرت محمّد (ص) رسید.تورات عهد شکنی یهودیان را اینگونه بیان می کند:

«آنها به مکانهای مرتفع در آمدند، مانند امّتهایی که خداوند آنان را رهبری کرد؛ امّا آنان کارهایی قبیح را برای اذیّت و آزار پروردگار انجام دادند و با وجود نهی پروردگار، بتها را مورد پرستش قرار دادند و پروردگار از طریق انبیا و بندگان صالح خود، حجّت را بر بنیاسرائیل و یهودیان با این سخنان تمام کرد:

دست از دنبال کردن راههای هلاکتبار خود بردارید و به سفارشها و فرایض من، بر اساس شرایعی که پدران شما را به آن سفارش کردم و به دست بندگان خود، یعنی انبیا بر شما فرستادم، وفادار باشید و آن را حفظ نمایید؛ امّا آنها همچون پدران خود، به پروردگار و معبود خود ایمان نیاورده و گردن فرازی کرده و واجبات و فرایض و عهد پروردگار را که با پدران آنها بسته بود و شهادتهایی را که از آنان گرفته بود، انکار کرده و راه باطل را در پیش گرفته و به دنبال امّتهای پیرامون خود که خداوند آنها را از انجام کارهای آنان نهی کرده بود، حرکت کردند و تمامی سفارشهای پروردگار و معبود خود را رها کرده، گوسالهای را به دست خود ساخته و آن را مورد پرستش قرار دادند، به میگساری پرداختند و بر همه لشکریان آسمان سجده کردند.»(۲)
تعجبی ندارد اهالی این قوم که در مقابل خدا و انبیای خودشان ایستادند و عهدشان را شکستند، به تعهد خود در مقابل رسول خدا (ص) نیز پایبند نباشند و زیر قولشان بزنند.
یهودیان نه تنها پیمانشان را نقض کردند، بلکه  بر دشمنی شان نیز افزودند.

پی نوشت:
۱٫    سوره نساء، آیه۱۵۵

۲٫    سفر دوم پادشاهان، ۱۷، ۱۱-۱۶

تعداد مشاهده : 853 بازدید
نويسنده : admin