امروز : یکشنبه، ۳۰ مهر ۱۳۹۶

جدیدترین مطالب ارسالی سایت

سلام بر اربعین

انتشار در: ۰۲ دی ۱۳۹۲

سلام بر اربعین

هفته نامه آل یاسین ـ شماره ۳۳۱

سلام بر ستاره‏های سوخته بر اندام دشت!

سلام بر بدن‏های چاک چاک!

سلام بر خورشیدهای بر نیزه!

سلام بر مظلومیت بر خاک مانده.

سلام بر اربعین!

سلام بر لحظه‏های غریب وصال!

سلام بر لحظه‏ای که تو را از عطر خوش بهشتی‏ات باز شناختم!

سلام بر پیراهنی که بوی غربت مادر را می‏دهد!

سلام بر اجساد مطهری که غریب، بر خاک رها شدند!

سلام بر حنجره خشک و تشنه علی اصغر!

سلام بر خیمه‏ های سوخته، بر بدن‏های جدا شده از سر، معصومیت خاکستر شده، سلام بر تو برادر!

چهل وادی دویدم منازل صبر را.

چهل وادی کشیدم بر دوش خود رنج را.

چهل وادی فرو خوردم بغض را.

چهل وادی ویران شدم در خویشتن؛

خراب گشتم برادر، در خرابه‏های شام.

فرو ریختم برادر، در گریه‏های شبانه سه ساله.

زینت پدر را زیر خنده‏های خویش به تاراج بردند.

حرمت فرزندانت را نادیده گرفتند.

ایستادم و انگشت‏های ظلم را در جام‏های به خون آلوده شکستم

چهل وادی صبر کردم، برادر! صبر کردم؛ صبری جمیل برادر؛ «ما رأیت إلاّ جمیلا«

پروانه‏سان سوختم بر گرد خیمه سجاد.

شعله‏ها را درآویختم تا جگرگوشه‏ات را از هیمه آتش بیرون کشیدم.

ذره ذره آب شدم تا کودک هراسانت را از تاریکی‏ها بیرون کشیدم.

هزاران بار مرگ چشیدم تا ضجه‏های داغ‏دیده طفلان را آرام کردم.

هزاران بار بغض فرو خوردم تا از پس دروازه‏های نامردی گذشتم.

ایستادم، برادر؛ همان‏گونه که سزاوار خواهر چون تویی است.

ایستادم؛ سربلند، در اوج شکستگی.

ایستادم و یک به یک پرده‏های نیرنگشان را چون تار عنکبوتی سست، پاره کردم.

ایستادم و مصیبت حنجره‏های خشک را به گوش‏های غفلت‏زده رساندم. ایستادم و چشم‏های کور را به سوختگی خیام، باز کردم.

ایستادم و انگشت‏های ظلم را در جام‏های به خون آلوده شکستم.

چه کسی می‏توانست بعد از این همه رسوایی، صدای حقیقت را بر خاک ترک‏خورده کربلا نشنود؟!

چه کسی می‏توانست بعد از این رسوایی تظلم را نبیند؟! چه کسی می‏توانست بعد از این، مظلومیت تو را انکار کند؟!

من

آمدم برادر؛ با یک دنیا حرف‏های ناگفته، با کمری شکسته و گیسوانی به سپیدی نشسته.

من آمدم؛ با دلی داغ‏دیده و اندوهی فراوان و با قلبی سوخته.

حالا منم و تو و رنج چهل روز اسارت که بیش از چهل سال، مرا در هم شکست.

آرام بخواب، برادر!

در آرامشی ابدی که خون سرخ تو و یارانت، تا قیامت بر صحنه تاریخ نقش بسته است.

تعداد مشاهده : 1,042 بازدید
نويسنده : admin

چهل شب است چهل شب هوای دل تنگی

انتشار در: ۰۲ دی ۱۳۹۲

چهل شب است چهل شب هوای دل تنگی

هفته نامه آل یاسین ـ شماره ۳۳۱

چهل شب است چهل شب هوای دل تنگی

چهل شب است چهل شب فضای دل تنگی

چهل شب است غم تو به گونه ای دیگر

به دل نشسته و خواند نوای دل تنگی

شب چهلمت آقا چقدر غمگین است

همین غم است برایم بهای دل تنگی

حسین ماه محرم تمام شد، غم تو ….

….هنوز مانده میان سرای دل تنگی

میان روضه بی تابی چهل روزه

چقدر اشک خدایا خدای دل تنگی

چه کربلا چه مدینه چه کل هست جهان

برای ماتم تو شد گدای دل تنگی

اگر حسین نباشد مرا چه غم باشد

حسین روضه سرخی برای دل تنگی

گذشت فصل محرم گذشت عمر غمت

و آه مانده دل ما به پای دل تنگی

تعداد مشاهده : 1,023 بازدید
نويسنده : admin

توکجایی؟!

انتشار در: ۰۲ دی ۱۳۹۲

توکجایی؟!

هفته نامه آل یاسین ـ شماره ۳۳۱

مثل هر بار برای تو نوشتم:

دل من خون شد از این غم تو کجایی؟

و ای کاش که این جمعه بیایی

دل من تاب ندارد،

همه گویند به انگشت اشاره

مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟…

تو کجایی؟ تو کجایی؟

و تو انگار به قلبم بنویسی؛

که چرا هیچ نگویند !! 

مگر این رهبر دلسوز، طرفدار ندارد که غریب است ؟

و عجیب است پس از قرن و هزاره هنوزم که هنوز است دو چشمش به راه است!!!!

و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش

زیاد است که گویند:

به اندازه یک“بدر“ علمدار ندارد!!!!

و گویند؛ چرا این همه مشتاق

ولی او سپهش یار ندارد؟!!

تو خودت مدعی دوستی و مهر شدیدی!!!

که به هر شعر جدیدی،

ز هجران و غمم ناله سرایی، تو کجایی؟

تو که یک عمر سرودی ”تو کجایی“

تو کجایی؟

باز گویی

که مگرکاستی بد ز امامت، زهدایت، زمحبت ،

ز غمخوارگی و مهر و عطوفت ؟

تو پنداشته ایی هیچ کسی دل نگران تو نبوده؟

چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟

چه کسی در پی هر غصه تو اشک چکانده؟

چه کسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟

چه کسی راه به روی تو گشوده؟

چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد

چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد..

و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی

”که کجایی و ای کاش بیایی“

تعداد مشاهده : 1,107 بازدید
نويسنده : admin

برکات دعا برای فرج (۴)

انتشار در: ۰۲ دی ۱۳۹۲

برکات دعا برای فرج

هفته نامه آل یاسین ـ شماره ۳۳۱

بخش چهارم

۵۱ـ دعای امیرالمومنین علیه السلام روز قیامت شاملش می شود.

۵۲ـ بی حساب داخل بهشت می شود.

۵۳ـ از تشنگی قیامت در امان می ماند.

۵۴ـ در بهشت جاودان خواهد بود.

۵۵ـ مایه خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل اوست.

۵۶ـ روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می دارد.

۵۷ـ خداوند عز و جل از خدمتکاران بهشت نصیبش می فرماید.

۵۸ـ در سایه گسترده خداوند قرار می گیرد و رحمت بر او نازل می شود مادامی که مشغول آن دعا باشد.

۵۹ـ پاداش نصیحت مومن را دارد.

۶۰ـ مجلسی که در آن برای حضرت قائم – عجل الله تعالی فرجه – دعا شود، محل حضور فرشتگان گردد.

تعداد مشاهده : 1,018 بازدید
نويسنده : admin

یاران امام زمان (عج): الفتی برای انتقام

انتشار در: ۰۲ دی ۱۳۹۲

یاران امام زمان (عج):

الفتی برای انتقام

هفته نامه آل یاسین ـ شماره ۳۳۱

یاران امام زمان(عج)، مجموعه مقالاتی است که به ویژگی های یاران آن امام(ع) می پردازد. (بخش دوم)

در فرهنگ عرب، اگر کسی از خاندانشان کشته شده و انتقام خون او هنوز گرفته نشده باشد، بر بام خانه مقتول، پرچمی سرخ برافراشته می شود که نشان دهنده ادامه دار بودن این جنگ است.

سالیان سال است که پرچم سرخ گنبد امام حسین(علیه السلام) را می بینیم و شاید برای خیلی از ما سؤالی ایجاد شده که چرا پرچم سرخ؟ علتش همین است. جامعه شیعه منتظر است، منتظر آخرین حجت الهی است تا انتقام بدترین روزهایی که بنی امیه(لعنت الله علیه) بر خاندان رسول خدا(ص) روا داشته است را بگیرد و همه آنانی که حتی به اندازه چوبی به کوتاهی و نازکی کبریت در این ظلم بزرگ سهیم شدند و به این امر راضی بودند، به سهمگین ترین مجازات تاریخ دچار کند.

این رویداد مهم الهی، که وعده ای صادق است چگونه و توسط چه کسانی محقق می شود؟

زمانی که وقتش برسد، خداوند به آقایمان اذن می دهند و ایشان ظهور خواهند کرد. اما در این راه یارانی هستند که به امام می پیوندند تا همه آن چه که باید با دستان با کفایت امامان محقق شود، جامه عمل بپوشد.

این ها، همان سیصد و سیزده یار باوفایی هستند که تمثیل ابرهای پاییزی را به درستی برایشان انتخاب کرده اند. آن ها در هر کجای این سرزمین خاکی که باشند در آن روز موعود گرد هم می آیند تا انتقام خون امام حسین(علیه السلام) و یارانشان را بگیرند و خداوند در این انتقام دلهایشان را به هم گره می زند و الفتی ایجاد می کند تا یارای آقایشان باشند.

امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می فرمایند: به خدا سوگند آن ها چون قطعه های ابر پاییزی برای بدترین روز بی امیه گرد می آیند، آنگاه خدا دل های آن ها را الفت می بخشد. (۱)

پی نوشت:

 ۱ـ بشاره الاسلام، ص ۶۲٫

تعداد مشاهده : 999 بازدید
نويسنده : admin

عاقبت توهین به تربت امام حسین (ع)

انتشار در: ۰۲ دی ۱۳۹۲

عاقبت توهین به تربت امام حسین (ع)

هفته نامه آل یاسین ـ شماره ۳۳۱

موسی بن عبدالعزیز بر در حرم امام حسین(ع) رسید و باز نگاهش به یوحنای نصرانی، همان پزشک حاذق شهر، افتاد. یوحنا گوشه ای می ایستاد و نگاهش را ساعت ها به حرم حسین(ع) می دوخت. موسی با دیدن این صحنه یاد پرس و جو های یوحنا افتاد، سوالش از پسر پیغمبر اسلام.

یادش آمد روزی را که یوحنا از او پرسید: تو را به حق پیغمبر و دینت سوگند مى دهم که بگویى این کیست که مردم به زیارت قبر او مى روند؟ آیا او از اصحاب پیغمبر شما است؟

موسی جواب داد: نه، بلکه او امام حسین(ع)، پسر دختر پیغمبر ما است. منظورت از این سوال چیست؟

یوحنا گفت: خبر شگفتى دارم و ادامه داد: یک شب شاپور، خادم خلیفه رشید، مرا احضار کرد، نزد او رفتم، او مرا به خانه موسى بن عیسى که از خویشان خلیفه بود، برد، دیدم موسى بى هوش در رختخواب خود افتاده و طشتى پیش روى او گذاشته اند که تمام احشاء و امعاء او در آن ریخته شده بود.

شاپور از خادم پرسید: این چه حالی است که براى موسى رخ داده؟

خادم جواب داد: یک ساعت قبل حالش خوب و با خوشحالى نشسته بود و با ندیمان خود صحبت مى کرد. شخصى از بنى هاشم اینجا بود، او گفت : من بیمارى سختى داشتم و با هر چه معالجه کردم، مفید واقع نشد تا اینکه از تربت امام حسین(ع) استفاده کردم و شفا یافتم .

موسى گفت : از آن تربت چیزى نزد تو باقى مانده است؟

گفت : بله، شخصى را فرستاد و قدرى از آن تربت را که باقى مانده بود آورد.

موسى آن را گرفت و بی احترامی بزرگی به آن تربت کرد.

در همان لحظه فریاد او بلند شد. او فریاد می زد: آتش، آتش؛ طشتى بیاورید.

ندیمان متفرق شدند و مجلس سرور موسى به ماتم مبدل شد.

شاپور به من گفت : بیا نگاه کن، آیا مى توانى او را معالجه کنى؟

من چراغی خواستم و آنچه در طشت بود را به دقت نگاه کردم دیدم جگر و شش و دل و روده ی مرد، همه از بدنش خارج شده است.

تعجب کردم و گفتم: هیچ کس نمى تواند درباره این شخص کارى بکند مگر حضرت عیسى که مرده را زنده مى کرد.

شاپور خادم گفت : راست می گویی، تو اینجا باش تا معلوم شود که حال موسى به کجا ختم مى گردد.

یوحنا آن شب تا سحر بالای سر موسی بیدار ماند و دید که موسی در فجیع ترین حال از دنیا رفت.

***

حالا معجزه ی تربت حسین(ع)، یوحنای نصرانی را مسلمان و دوستدار اهل بیت، کرده بود.

منبع:

وقایع الایام : ج ۲، ص ۱۸۲؛ به نقل از کتاب داستان های شگفت انگیز از زیارت عاشورا و تربت سید الشهداء(ع)، حیدر قنبری؛ با تصرف و تلخیص.

تعداد مشاهده : 1,154 بازدید
نويسنده : admin

خرمــــــا

انتشار در: ۰۲ دی ۱۳۹۲

دانستنی هایی درمورد میوه‌های قرآنی (۴)

خرمــــــا

هفته نامه آل یاسین ـ شماره ۳۳۱

این میوه یکی از بهترین منابع انرژی و دارای ترکیبات منیزیوم و پتاسیم است و مصرف آن به همراه مقداری شیر برای افرادی که مدتی گرسنه بوده اند همچون در ایام ماه مبارک رمضان توصیه می شود.

مصرف خرما به صورتی ترکیبی با بادام، کنجد و دارچین از آنجایی که طعم بسیار لذیذی دارد ، می تواند به عنوان یک منبع سرشار از انرژی برای کودکان در حال رشد مصرف شود.این میوه بهترین دسر برای ایام سرد سال به شمار می رود.

خرمایی که شب در آب خیس و صبح مصرف شود، برای قلب‌های ضعیف مفید است.این میوه سرشار از فیبر طبیعی است و روغن، کلسیم، گوگرد، آهن، پتاسیم، فسفر، منگنز، مس و منیزیم به وفور در آن یافت می‌شود. به علاوه خرما سرشار از ویتامین‌ها و مواد معدنی مختلف است.

خرما به دلیل دارابودن قند، چربی، پروتئین و انواع ویتامین‌های ضروری، بخشی از رژیم غذایی سالم وثابت شده است خرمایی که شب در آب خیس و صبح مصرف شود، برای قلب‌های ضعیف مفید است.

در روایتی از علی (ع) آمده است : خرما بخورید که شفای بیماری هاست .

تعداد مشاهده : 1,018 بازدید
نويسنده : admin

زنده نگه داشتن سنت

انتشار در: ۰۲ دی ۱۳۹۲

حکایات آموزنده از حضرت آیت الله بهجت (۲)

زنده نگه داشتن سنت

هفته نامه آل یاسین ـ شماره ۳۳۱

حجه السلام والمسلمین قدس، یکی از شاگردان آیت الله بهجت می گوید: « آقا همیشه سفارش می کردند برای احیای شریعت نگذارید سنتها فراموش شود وعرفیات یا بدعتها جای آن را بگیرد.»

روزی فرمودند: « مرحوم حاج شیخ مرتضی طالقانی ( ازاستادان اخلاق و علمای بزرگ نجف، که استاد اخلاق آقا نیز بوده است ) همراه با عده ای از علما از جمله آیت الله العظمی خوئی به افطار دعوت بودند، وقتی غذا آماده می شود و همگی سر سفره می نشینند حاج شیخ مرتضی طالقانی می فرماید: نمک در سفره نیست و اقدام به تناول غذا نمی کنند. با اینکه بین مجلس افطاریه تا آشپزخانه بسیار فاصله بوده ( و ظاهراً از خانه ای دیگر غذا می آورده اند ). به هر حال مرحوم طالقانی دست به غذا دراز نمی کند و دیگران حتی آیت الله خوئی نیز به احترام ایشان غذا شروع نمی کنند و طول می کشد تا نمک را بیآورند. بعد از ختم جلسه و هنگام رفتن، آیت الله خوئی خطاب به ایشان می فرماید: حضرت آقا، اگر شما به این اندازه به ظاهر سنت مقید هستید که اگر کمی نمک تناول نکنید غذا نمی خورید، پس در این گونه مجالس کمی نمک با خود همراه داشته باشید تا مردم را منتظر نگذارید. آقای طالقانی فوراً دست به جیب برده و کیسه کوچکی را درآورده و می فرماید: با خودم نمک داشتم ولی می خواستم سنت اسلامی پیاده شود و متروک نباشد. »

تعداد مشاهده : 964 بازدید
نويسنده : admin

پیامک های شما

انتشار در: ۰۲ دی ۱۳۹۲

پیامک های شما

هفته نامه آل یاسین ـ شماره ۳۳۱

توضیح ضروری:

۱ـ برای عضویت در سامانه عدد ۳۱۳ را پیامک کنید.

۲ـ عزیزانی که پیامک تبلیغاتی را غیر فعال کرده اند نمی توانند پیامک های آل یاسین را دریافت کنند.

پیامک های شما:

*** ﺗﻮ ﺍﯼ ﺻﻔﺎﯼ ﺿﻤﯿﺮﻡ ﭼﺮﺍﻧﻤﯽ ﺁﯾﯽ؟

ﭼﺮﺍ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻧﮕﯿﺮﻡ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﯽ؟

ﺍﮔﺮﺣﺠﺎﺏ ﻇﻬﻮﺭﺕ ﻭﺟﻮﺩﭘﺴﺖ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ

ﺩﻋﺎﺑﮑﻦ ﮐﻪ بمیرم ﭼﺮﺍﻧﻤﯽ ﺁﯾﯽ؟!!

ﺍﻟﻠﻬﻢ ﻋﺠﻞ ﻟﻮﻟﯿﮏ ﺍﻟﻔﺮﺝ. ۱۴ ﮔﻞ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺟﻬﺖ ﺧﻮﺷﻨﻮﺩﻯﻭ ﺗﻌﺠﻴﻞ ﺩﺭ ﻇﻬﻮﺭ ﺣﺠﺖ ﺍﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﻦ. (بیات)

*** جمعه یعنی مادر چشم انتظار/ در هوای دیدن روی نگار

(۱۴۰۷***۹۱۸)

*** تقصیر من است که کم می آیی.

هر وقت که شدم اسیرغم می آیی

این جمعه و جمعه های دیگر حرف است.

آدم بشوم سه شنبه هم می آیی.

بحق مادرت فاطمه سلام الله علیها تعجیل بفرماآمین.(۰۳۱۵***۹۱۸)

*** نازنینا نفسی اسب تجلی زین کن

که زمین گوش به زنگ است و زمان چشم براه

آفتابا دمی ازابر برون آ..که بوَد

بی تو منظومه ی امکان، نگران، چشم براه (۷۴۸۵***۹۳۳)

*** ما چله نشین شب یلدای حسینیم

ماتم زدگان غم عظمای حسینیم

ما غرق عزای پسر فاطمه هستیم

ما تا به سحر محو تماشای حسینیم (۰۸۷۳***۹۱۸)

*** ای آشنای درد ما ، مهدی بیا مهدی بیا

ای یاور درمانده ها ، مهدی بیا مهدی بیا

فرمانده و رهبر تویی ، آقا توئی سرور توئی

ای وارث آل نبی، مهدی بیا مهدی بیا (کزازی)

تعداد مشاهده : 1,043 بازدید
نويسنده : admin

لشکر صاحب زمان (عج)

انتشار در: ۱۶ آذر ۱۳۹۲

لشکر صاحب زمان (عج)

920916

هفته نامه آل یاسین ـ شماره ۲۱

یک روز عرصه را بر ما تنگ کردند، گفتند: خدایتان را بپرستید اما در پستوی خانه هایتان، گفتند: حسین را بخواهید اما در دلهایتان، گفتند: حسین را صدا بزنید نه با فریادتان که با نگاهتان، اما ما ندای آزادگی سر دادیم گفتیم: می خواهیم خدایی بودنمان را باور کنند، گفتیم:می خواهیم آزادانه برای حسین بر سر و سینه بزنیم، گفتیم نمی خواهیم دنیا فراموش کند کربلایی بود، دستهایی بریده شد و سر بریده ای بر نیزه  قرآن می خواند و این با نگاه تنها میسر  نمی شود، باید فریاد بزنیم و فریادکردیم و شد آنچه که باید می شد.

 اما هنوز طعم شیرین وصل را نچشیده زهر تلخ جنگ را به ما نوشاندند، به آنجا که رسیدیم« نصر من ا…و فتح قریب» خواندیم و به راستی خدا را در نزدیکیمان حس می کردیم و پیروزیهایمان از آن او بود آنگاه که پیشانی بند « یا حسین» می بستیم از دادن جان باکی نداشتیم، آنگاه که « یا علی» می گفتیم نوای « فزت ورب الکعبه» امیرالمومنین در اذهانمان طنین انداز می شد و به راستی شهادت را رستگاری تلقی می کردیم، آن دم که « یا زهرا» می گفتیم شکست واژه ای طرد شده و حقیر معنا می شد، حرف و عملمان یکی بود، با ریا و نفاق بیگانه بودیم، نیّتمان خدایی بود، نمی خواستیم به نام دین به دنیا برسیم،  می خواستیم با دنیا دینمان را بشناسیم و بشناسانیم.

تاریکی ها رفت و جنگ خاتمه یافت اما ما معنای یک جمله را چه در سالهای جنگ و چه سالهای پس از جنگ هیچ گاه ندانستیم ویا چنان که باید ندانستیم این که می خواندیم« ای لشکر صاحب زمان آماده باش؛ آماده باش»

بیاییم با خودمان صادق باشیم، به راستی ما را با این همه لغزش و گناه به لشکر امام راه می دهند؟ به خدا به لشکر که نه، به حریمش هم راه نمی یابیم، به خدا با این انتظار دروغین ما را از صف یاورانش خط می زند، به خدا آن روز می گوید« منتظرین دروغین از منتظرین حقیقی جدا شوید»، به خدا آن روز با دلشکستگی تمام با همین پاها از او دور می شویم، به خدا آن روز خود به لغزشهایمان اعتراف می کنیم، به خدا کم نبوده و نیستند آنها که فریاد زدند« یا مهدی» و او آمد و تا آخر همراهشان شد اما ما امروز با جهالت تمام مهر خاموشی بر لب زده ایم، امروز که با افتخار آزادی را در آغوش کشیده ایم و باید رساتر و شیواتر صدایش کنیم با سکوت انس گرفته ایم، چرا؟

چون مهدی تنها متعلق به زمان دردها و گرفتاریهاست، چون مهدی باید مرهمی بر دردهای ما باشدنه اینکه ما محرم دردهای او باشیم، چون مهدی باید به یاد ما باشد نه ما به یاد مهدی.  امروز ما به غروب خورشید وجودش رضایت داده ایم اما اگر تا فردای ظهور این چنین در تاریکی مطلق غوطه ور شویم دیگر طلوع هیچ خورشیدی تاریکی وجودمان را روشنی نمی بخشد.

بیاییم نیت کنیم آنچنان که هر شبانه روز پنج بار با نمازخواندنمان گناهانمان را چون برگ درخت فرو می ریزیم، نه پنج بار؛ که تنها یک مرتبه ـ فریاد که نه ـ زمزمه کنیم »یا مهدی ادرکنی« آنگاه می بینیم چگونه به اوج می رسیم و شاید روزی برسد که به راستی جایی در لشکر ۳۱۳ نفری صاحب زمان داشته باشیم .

تعداد مشاهده : 1,085 بازدید
نويسنده : admin
صفحه 1 از 2012345...1020...قبلی »