امروز : یکشنبه، ۳۰ مهر ۱۳۹۶

جدیدترین مطالب ارسالی سایت

توصیه های رهبر معظم انقلاب

انتشار در: ۱۲ دی ۱۳۹۵

توصیه های رهبر معظم انقلاب

توصیه های رهبر معظم انقلاب خطاب به پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی

در تاریخ دوم دی ماه ۹۵، گروهی از مدیران حوزه_هنری و اساتید مرکز آموزش هنر اسلامی با رهبر معظم انقلاب دیدار و گفتگو داشتند که معظم له ضمن استماع سخنان حاضران جلسه، توصیه ها و نکات مهمی را مطرح نمودند.

بخشهایی از این بیانات به نقل از ریاست پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، آقای دکتر وحید یامین پور به شرح زیر می باشد:

رهبر معظم انقلاب بر ضرورت نگاه حکمی و فلسفی به مقوله فرهنگ و هنر تأکید نموده و فرمودند: برای تبیین فلسفی هنر از آقایان جوادی آملی و مصباح یزدی بهره بگیرید.

معظم له در خصوص گزارش کتاب #فقه_و_موسیقی که بر مبنای فتاوا و نظرات فقهی ایشان در باب موسیقی تنظیم شده و در پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی در حال تدوین است فرمودند: تبیین نسبت فقه و هنر امر لازم و مهمی است. البته فتاوای من در باب موسیقی با فتاوای فقهای قبل قابل قیاس نیست. بنده بنای جدیدی در مبحث #غنا در موسیقی مطرح نموده ام.

 ایشان همچنین بهره گیری از اندیشه و آثار امام راحل (ره) را برای تبیین هنر و فرهنگ انقلاب لازم دانسته و معتقد بودند که تفکر امام خمینی (ره) حاوی همه مسائل لازم برای بسط و تبیین موضوعات مهم این عرصه بوده و ایشان به تفکر فلسفی و فقهی تشخص دادند.

معظم له در توصیه به اندیشمندان و فعالان عرصه تفکر و فرهنگ انقلاب اسلامی هم فرمودند: به شما که کار مدیریت پژوهش را برعهده دارید و سایر پژوهشگران این حوزه توصیه می کنم با قرآن انس بگیرید. انس_با_قرآن مهم است. مثلا به تفسیر المیزان بیشتر رجوع کنید. غالب کسانی که مواضع و دیدگاههایشان دچار اشکال شده است به علت عدم فهم صحیح قرآن بوده است.

 در خصوص مسأله آموزش هنر اسلامی هم رهبر معظم انقلاب هرچند پرداختن به محتوا و مباحث نظری را مهم دانستند ولی با سوال درباره ی ثمره ی عملی آموزش ها، حوزه هنری را به اهمیت رویکرد های هنری و تولیدی در امر آموزش توجه دادند.

تعداد مشاهده : 422 بازدید
نويسنده : admin

روشنگری رهبر درباره قیام یمن

انتشار در: ۰۲ دی ۱۳۹۵

روشنگری رهبر درباره قیام یمن

روشنگری رهبرانقلاب از نقشه دشمن درباره قیام یمن

رهبرانقلاب در جلسه اخیر درس خارج فقه: … جناب_زید، این بزرگوار که جزو برترین شخصیتهای خاندان پیغمبر(ص) است، جزو شهدای نامدار عترت طیبه است. شخصیت بسیار بزرگی است و انسان والا.
دربارۀ این شهید بزرگوار بعضی‌ها دچار اشتباهند به تصور اینکه این بزرگوار بر خلاف ممشای ائمه حرکت کرده است و قیام کرده است.
یک روایتی هم از امام باقر(ع) نقل می‌شود که ایشان را منع کردند از قیام، که اگر این روایت، روایتِ درستی باشد؛ که حالا محل کلام است، خوب، ایشان گوش کردند دیگر، زمان امام باقر حرکتی نکردند، حرکتِ ایشان زمان امام صادق(ع) بود.
کسی شرح حال این بزرگوار را بخواند، خواهد دید که ایشان، از شاخص‌ترین و نورانی‌ترین چهره‌های اهل بیت(علیهم السلام) است…
حالا بعضی‌ها به مناسبت قضایای یمن و زیدیۀ یمن و این حرفها، دنبال بهانه می‌گردند که یک جوری خراب کنند دیگر. اینجوری است دیگر؛ دستگاه استعمار از همۀ وسائل استفاده می‌کند برای رسیدن به مقاصد خودش.
حالا هم که برادران مظلوم ما در یمن قیام کردند و خدای متعال تاکنون نصرت به آنها داده است و توانستند اهدافشان را دنبال کنند، بالاخره می‌خواهند یک جوری در وسط یک اختلافی بیندازند، یک اشکالی ایجاد کنند لذا به بدگوئیِ زیدیه می‌پردازند…۹۵/۹/۲۳
منبع: خط حزب الله

تعداد مشاهده : 186 بازدید
نويسنده : admin

یا علی(علیه السلام)!

انتشار در: ۰۴ تیر ۱۳۹۵

یا علی(علیه السلام)!

541ya_ali8

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد
شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست
واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست

من که حیران تو حیران توام می دانم
نه فقط من که در این دایره سرگردانم

همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد
شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد

کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است
راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت
قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:

«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت
ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط

نه فقط دست زمین از تو تو را می خواهد
سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-

زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند
لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند

دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی
رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی

وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی
وای اگر پارچه ی زرد به سر می بستی

در هوا تیغ دو دم  نعره ی هو هو می زد
نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد

بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار
پا در این دایره بگذار عدم را بردار

بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی
یازده مرتبه در آینه تکرار شدی

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید.

************************************

مولای ما نمونهء دیگر نداشته است

اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برای پیمبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی، شهر علم بود
شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
یا جبرِِییل واژهء بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است
هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است

این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من که نیست برابر نداشته است

                                                                                                                                                                   شاعر: حمیدرضا برقعی

تعداد مشاهده : 523 بازدید
نويسنده : admin

با قلبم صمیمی

انتشار در: ۰۱ تیر ۱۳۹۵

با قلبم صمیمی

photo_2016-06-21_05-32-42

ای تو با قلبم صمیمی یا حسن
تو کریم بن کریمی یا حسن
داری از زهرا نشان یا مجتبی
مهربانی دل رحیمی یا حسن

*********************

گویند که گرد مَه، ‌زمین می‌گردد
دور فلک و عرش برین می‌گردد
خورشید، جمال مجتبی را دیده است
حیران شده است و این چنین می‌گردد

*********************

میلاد حسن(ع) خسرو دین است امشب
شادی و سرور مؤمنین است امشب
از یمن قدوم مجتبی(ع) طاعت ما
مقبول خداوند مبین است امشب

*********************

 

 

تعداد مشاهده : 425 بازدید
نويسنده : admin

اَپِل،اسب تروای مدرن

انتشار در: ۲۲ دی ۱۳۹۴

اَپِل، اسب تروای مدرن

امروزه، استفاده از ابزار ارتباطی هوشمند، به جزیی جدا نشدنی از زندگی انسان‌ها بدل شده است. استفاده از این ابزار، به ویژه تلفن‌های هوشمند در سال‌های گذشته، به حدّی فراگیر شده است که دامنه استفاده از آن، از کودکان خردسال شروع و تا مسئولان کشوری امتداد پیدا می‌کند. فراگیری تلفن‌های هوشمند را می‌توان در احساس نیاز کاذب جست‌وجو کرد. بر اساس تفکّر مصرف‌گرایی در غرب، پاسخ نیاز، منجر به احساس به نیاز می‌شود.

این دکترین مصرف که با اشباع بازار و توسط برندهای مختلف، ابعاد گسترده خود را به رخ می‌کشد، جامعه ایرانی را متأثّر از خود قرار داده است.
یکی از برندهای معروف و پُرطرفدار در بازار ایران و جهان، برند اپل (Apple) است. این برند به گفته سایت نشریه «والستریت جرنال» در مذاکره با مقامات ایرانی است تا بتواند به شکل رسمی، وارد بازار ایران شود. از این‌رو در این مطلب، با تمرکز بر «برند اپل» تلاش می‌شود ابعاد ورود رسمی برندهای هوشمند به ایران مورد واکاوری قرار گیرد.
«اپل» به عنوان فراگیرترین برند تلفن‌های هوشمند در سطح جهان شناخته می‌شود و به تبع آن نیز طرفداران بسیاری در ایران دارد. این برند که گره خورده با نام استیو جابز می‌باشد، همواره با حاشیه‌های گسترده‌ای عجین بوده است؛ به طوری که در سال‌های قبل،‌بنا بر اعترافات اسنودن، «سازمان امنیّت ملّی آمریکا» به شکل گسترده توسط این برند نامی، اقدام به جاسوسی و شنود از اهداف خود می‌کرده است. اقدامی که گفته می‌شود شرکت اپل نیز کاملاً از آن آگاهی داشته است. علاوه بر این موارد، به سبب محبوبیّت این برند، میان افراد مشهور، به ویژه بازیگران و خوانندگان، امنیّت این برند گوشی تلفن همراه، همواره از طرف هکرها و افراد سودجو مورد تهدید قرار گرفته و بعضاً نیز نفوذهای گسترده‌ای توسط هکرها صورت پذیرفته است که نمونه آخر آن، مربوط می‌شود به انتشار گسترده تصاویر خصوصی بیش از ۱۰۰ نفر از بازیگران و افراد مشهور آمریکایی توسط سایت ۴chen که واکنش‌های گسترده‌ای را درباره پایین بودن ضریب اعتماد به سرویس‌های ارائه شده توسط اپل به دنبال داشته است. این گوشی‌های هوشمند که از یک طرف، تبدیل به ابزار سازمان‌های جاسوسی آمریکا شده و از طرف دیگر، به شکل گسترده مورد حمله هکرها قرار گرفته‌اند، اکنون و بعد از مرگ استیو جابز، رئیسی را در بخش هیئت مدیره خود به جهان معرفی کرده است که رسماً اعلام می‌کند، همجنس‌گرا می‌باشد و هم‌جنس‌گرایی را محبّتی از طرف خدا می‌داند!
تیم کوک، رئیس فعلی شرکت اپل در حالی سکّان هدایت این کمپانی را در دست گرفته که تاریخ ثابت کرده است انسان‌های ضعیف‌النّفس که از بیماری‌های روانی ناشی از انحرافات جنسی رنج می‌برند، همواره بهترین مهره برای سوء استفاده صاحبان قدرت می‌باشند و این امر از آن جهت مورد توجّه است که تا پیش از این نیز سازمان امنیّت ملّی آمریکا، موسوم به NSA از این کمپانی و محصولات تولیدی توسط آن، برای نفوذ و شنود از مردم سوءاستفاده می‌کرده است. پس قطعاً امروز، با روی کار بودن یک فرد همجنس‌باز، فرصت‌های بهتری برای سازمان‌های امنیّتی آمریکا وجود دارد تا هرچه بیشتر به پیکره این کمپانی نفوذ کنند. شاید برای عدّه‌ای که در جهان ماقبل ویکی لیکس  یا حتّی افشاگری‌های اسنودن زندگی می‌کنند، درک اهمّیت جاسوسی توسط تلفن‌های هوشمند ثقیل باشد؛ امّا به هر حال نباید از یاد برد که این ابزار جاسوسی هوشمند، امروز به شکل فراگیر توسط مردم و حتّی مسئولان مورد استفاده قرار می‌گیرد.
جامعه ایران، یک جامعه جوان و پویا است و نمی‌توان با سیاست‌های قهری و سلبی مانع رسیدن تکنولوژی و فناوری به داخل آن شد. از سوی دیگر، این جامعه بسیار آسیب‌پذیر می‌باشد؛ زیرا که این جامعه به سبب تحریم‌ها و همچنین موقعیّت جغرافیایی و ژئوپولتیکی‌ای که دارد، محملی برای ورود تکنولوژی‌ها و ابزار هوشمند از طریق قاچاق و به شکل زیرزمینی شده است. در نتیجه این رخداد، ما شاهد آن هستیم که غالب فناوری‌های موجود در کشور، فاقد بسته فرهنگی و بسترسازی فرهنگی می‌باشند و اساساً اوّل، تکنولوژی به داخل ایران راه پیدا کرده است و بعد شاید برای فرهنگ آن فکری بشود. از این‌رو اکنون که زمزمه بر طرف شدن تحریم‌ها به گوش می‌رسد، بد نیست متوجّه آن باشیم که در صورت رفع تحریم‌ها، اوّلین شرکت‌هایی که تلاش می‌کنند به بازار ایران راه پیدا کنند، نه شرکت‌های دارویی هستند و نه شرکت‌هایی که در بخش خدمات، کشاورزی و … ارائه محصول می‌کنند؛ بلکه اوّلین شرکت‌ها، کمپانی‌هایی، مانند شرکت اپل هستند که بازار مستعدّ ایران، بهترین مکان برای جولان آنها می‌باشد. اگر سطحی‌نگرانه به مشکلات ورود این دست شرکت‌ها به داخل ایران نگاه کنیم، قطعاً اوّلین چیزی که به ذهنمان می‌رسد، خروج ارز است؛ امّا با نگاه عمیق‌تر متوجّه از دست دادن ارزش‌ها با ورود شرکت‌هایی، مانند اپل به داخل ایران می‌شویم.
برای تبیین این مسئله، بهتر است با یک مثال، مقدّمه این خطر را شرح دهیم:
فرض کنید شخصی سلاحی را از بازار اسلحه و به شکل قانونی همراه با مجوّز تهیّه می‌کند. این فرد در صورت شلیک با این سلاح، شناسه‌ای را از خود به جا می‌گذارد که متصدّی‌های امر شناسایی می‌توانند به کمک آن شناسه، فرد مورد نظر را ردگیری کنند. این ردگیری بسیار ساده است؛ زیرا آن اسلحه شناسنامه‌ای دارد، به نام شخص مجوّز دار. از طرف دیگر، اگر همین شخص، سلاح را از بازار سیاه و به شکل غیرقانونی تهیّه می‌کرد، قطعاً ردگیری آن توسط متصدّی‌های مربوطه، سخت‌تر خواهد بود. همین رابطه درباره تلفن‌های هوشمند که به صورت غیرقانونی و از طریق قاچاق، به ایران وارد می‌شوند هم صادق است؛ به طوری که شاید هنوز سیستم‌های امنیّتی غرب بتوانند به داخل این گوشی‌ها نفوذ کرده و به شنود و ضبط تصاویر بپردازند؛ امّا قطعاً این کار، زمانی که این گوشی‌ها از طریق کانال رسمی توزیع شود، بسیار هدفمندتر می‌تواند رقم بخورد. در نتیجه، امنیّت که از مهم‌ترین ارزش‌ها می‌باشد، اوّلین سنگری است که با ورود رسمی اپل به بازار ایران، تخریب می‌شود.
اپل تنها نمونه‌ای از استحاله فرهنگی، امنیّتی است که آینده ایران را تهدید می‌کند. استحاله‌ای که تنها راه تقابل با آن، آگاهی‌سازی عمومی و فرهنگ‌سازی است.

ماهنامه موعود شماره ۱۶۸و۱۶۹

تعداد مشاهده : 511 بازدید
نويسنده : admin

ماجرای سرودن شعر آمدم ای شاه پناهم بده

انتشار در: ۱۲ دی ۱۳۹۲

ماجرای سرودن شعر آمدم ای شاه پناهم بده

hesan

نوای زیبای «آمدم ای شاه پناهم بده، خط امانی ز گناهم بده / ای حرمت ملجأ درماندگان، دور مران از در و راهم بده» با صدای محمدعلی کریمخانی حالا به گوش هر ایرانی آشناست و دل عاشقان امام رضا(ع) را تا بالای گنبد طلا و کنار گلدسته‌های حرم پرواز می‌دهد.

اما شاید کم‌تر افراد بدانند شاعر این نوای زیبا، حبیب‌ چایچیان (حسان) است.

وی در مصاحبه با خبرگزاری فارس ماجرای سرودن شعر «آمدم ای شاه پناهم بده» را چنین بیان می‌کند:

 مادرم در آخرین لحظاتی که خدمت شان رسیدم، همیشه آن حال و هوای ارادت به چهارده معصوم را داشت و در همان حال که سکته کرده بود، دکتر را خبر کردیم. دکتر مشغول گرفتن نوار شد و وقتی خواست برود متاسفانه مادرم سکته دیگری کرد. من به دکتر آن را اعلام کردم. دکتر خطاب به من گفت: «فردی که این گونه سکته کند کمتر زنده خواهد ماند!» به هر حال دکتر راهی شد و من خدمت مادر برگشتم و به ایشان عرض کردم، شما آرزویتان چیست؟ ایشان گفت آرزوی من این است که یک بار دیگر حضرت رضا (ع) را زیارت کنم. و این نکته را هم بگویم که راه رفتن ایشان خیلی سخت بود و حال خوبی نداشت و من دو بازوی مادر را می‌گرفتم تا بتواند یواش یواش حرکت کند. با هواپیما به سمت مشهد رفتیم. نمی‌دانم در ایام تولد حضرت رضا(ع) بود یا شهادت، حرم خیلی شلوغ بود. وارد شدن به حرم هم یقیناً مشکل و حتی برای مادرم غیرممکن بود، گفتم مادرجان! از همین جا سلام بدهی زیارت است. گفت: «ما قدیمی‌ها تا ضریح را نبوسیم، به دلمان نمی‌چسبد» گفتم: دل چسبی‌اش به این است که حضرت جواب بدهد. هرچه کردم دیدم مادر قبول نمی‌کند. خلاصه بازوی مادر را گرفته بودم و همین طور به سمت ضریح حرکت می‌کردیم؛ در همین حال دیدم که حال شعر برایم فراهم شد، من تمام توجه‌ام را به شعر و الهامی که عنایت شده بود دادم، دیدم زبان حال مادرم است نه زبان حال من! و شعر تا «تخلص» رسید. وقتی شعر به «تخلص» رسید دیدم مادرم با آن ازدحام که آدم سالم نمی‌تواست برود. خودش را به ضریح رسانده بود و داشت ضریح را می‌بوسید و من هم ضریح را بوسیدم و این شعر در حقیقت زبان حال مادرم در آخرین لحظات عمرش است. یکی از خادمین اهل بیت(ع) که آذری‌زبان هست این شعر را خوب و عالی خوانده است.

  

شعر کامل به شرح زیر است:

آمدم ای شاه پناهم بده / خط امانی ز گناهم بده

ای حرمت ملجأ درماندگان / دور مران از در و راهم بده

ای گل بی‌خار گلستان عشق / قرب مکانی چو گیاهم بده

لایق وصل تو که من نیستم / اذن به یک لحظه نگاهم بده

ای که حریمت مَثل کهرباست / شوق و سبک خیزی کاهم بده

تا که ز عشق تو گدازم چو شمع / گرمی جان‌سوز به آهم بده

لشکر شیطان به کمین منند / بی‌کسم ای شاه پناهم بده

از صف مژگان نگهی کن به من / با نظری یار و سپاهم بده

در شب اول که به قبرم نهند / نور بدان شام سیاهم بده

ای که عطابخش همه عالمی / جمله حاجات مرا هم بده

آن چه صلاح است برای «حسان» / از تو اگر هم که نخواهم بده

تعداد مشاهده : 1,084 بازدید
نويسنده : admin

صهیونیسم و برنامه‌های کودکان

انتشار در: ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲

صهیونیسم و برنامه‌های کودکان

صهیونیسم و برنامه‌های کودکان

صهیونیسم و برنامه‌های کودکان

لابی (گروه فشار) صهیونیسم در هالیوود، در عرصه تولید فیلم‌های کودکان نیز تا کنون بسیار مؤثر و فعال عمل کرده است. امروز در سراسر دنیا «والت دیزنی» نامی آشناست و بیشتر کودکان شخصیت‌های کارتونی والت دیزنی را به خوبی می‌شناسند. بد نیست بدانیم اولین شخصیت مشهور آثار والت دیزنی: «میکی ماوس» نمادی از همان یهودی سرگردان و بی کس است که مدام از سوی رقیبان قوی‌تر تهدید می‌شود و او صرفاً با اتکا به زیرکی و چالاکی خویش، بر تمامی دشمنان فایق می‌آید. امروز هم تداوم این شخصیت کارتونی را در انیمیشن «تام و جری» می‌توان مشاهده کرد که موشی بد جنس و فریب کار با تکیه بر شیطنتها و ناجوانمردی هایش به طرز اعجاب آوری همیشه بر گربه ای نادان و احمق پیروز می شود. این قبیل آثار در دادن حس اعتماد به نفس به مخاطبان یهودی ( که دقیقا مفهوم سمبل « موش » را می فهمند) و همچنین در دادن الگویی دغل و بدجنس به کودکان و نوجوانان بی گناه جهانیان تأثیر بسزایی دارند.
همیشه در این فکر بوده ام که جواب کودکان معصومی را که می پرسند: «چرا بر خلاف عالم واقع در این قبیل فیلمها همیشه موش برنده می شود؟» چگونه بدهم و هیچ گاه پاسخی جز همین تحلیل به ذهنم نرسیده است.
مورد دیگر، شخصیت‌های کارتونی مطرود و گوشه‌گیری هستند که به دلیل زشت‌رویی توسط دیگران تحقیر می‌شوند ولی در نهایت این ناتوانی و زشتی با توانایی و زیبایی جایگزین می‌گرد و آنها بر تمامی مشکلات غلبه می‌کنند و غبطه رقیبان را بر می‌انگیزند. انیمیشن «دامبو، فیل پرنده» در زمره این گروه از آثاراست. در این فیلم شاهدیم که مادر دامبو بر خلاف سایر فیلها که کلاهی زنگوله دار بر سر دارند ، کلاه عرقچین مانند مخصوص یهودیان را بر سر دارد و به جرم دفاع از فرزندش در اسارت به سر می‌برد! و خود دامبو هم طی عملیاتی در سیرک پرچمی را که به پرچم رژیم اشغالگر قدس بی‌شباهت نیست به اهتزاز در می‌آورد.

کارتون «جوجه اردک زشت» هم که شخصیت گوشه گیر و آواره و زشت روی فیلم نامه تبدیل به قوی زیبایی می شود و در پایان فیلم به سمت خورشید می رود ، از همین کلیشه پیروی می کند و نماد یهودی تنها و مطرودی است که با رفتن به سمت سرزمین موعودش به سعادت رسیده است. « عبارت رفتن به سمت خورشید در تورات آمده و در بین یهودیان رایج است که منظور از آن بازگشت به سرزمین موعود است.
کارتونهای بسیاری هم مروج زندگی و اخلاق غربی هستند و سعی دارند خصوصا شرقی ها را شیفته و هضم شده در روشهای غربی نشان دهند و با این الگودهی مخاطبان را به سمت ارزشهای دنیوی یهودی ـ آمریکایی بکشانند ؛ مثلا در سری جدید کارتون سند باد (افسانه هفت دریا) شاهد آنیم که فضای شرقی مجموعه های پیشین مبدل به فضایی خشونت بار و پر زد و خرد شده است.مثلا در صحنه ای که سند باد از پشت سکان کشتی کنار می رود،با هفتاد ضربه شمشیرو خون ریزی بسیار ، کنترل کشتی را به دست می گیرد . شدت خشونت در این فیلم آن چنان زیاد است که حتی دریا با خون افراد سرخ می شود و مثل بسیاری از فیلمهای جدید غربی لشگری از شیطانکها و دیوها با سند باد و نامزد خشن و مبارزطلب او «مارینا» و دوست وفادارش «کیل» می جنگند. حتی دیالوگها هم خشونت بار است. جالب است که نویسنده این فیلم«جان لوگان» در کارنامه خود اثری پر برخورد چون «گلادیاتور» را دارد. در این محصول والت دیزنی هم «میشل افایفر» یهودی به جای«اریس» خدای جنگ صحبت می کند.در این فیلم سند باد بر خلاف گذشته ظاهری کاملا غربی و بی هویت گرفته که در نقش یک دزد دریایی قهار باید از هفت دریا عبور کند وکتاب صلح را از خدای جنگ (اریس) بدزدد و شهر و شاهزاده را از خطر نابودی نجات دهد. جریان در شهر «سیراکیوس» که شاهزاده عادلی به نام «پروتئوس» در آنجا حکومت می کنداتفاق می افتد. در این فیلم از علاء الدین وعلی بابا هم خبری نیست.
در کارتون «لوک خوش شانس» گانگستری سفید پوست که نماد کلانتر و قانون اومانیستی آمریکایی است وهمیشه ورد زبانش تنهایی و غریبی و آوارگی خودش می باشد ، با چهره و اخلاقی نیکو (که با وجود اسب بذله گویش « سالی» و سگ خنده رویش «بوشویک» جذابیت دوچندانی می یابد) همیشه در جستجوی مجرمان و تبهکاران است و هیچگاه با شکست روبرو نمی شود. در بعضی از قسمتهای آن شاهدیم که لوک متمدن و مهربان فرشته نجات سرخپوستان ساده لوح و مردمی از فرقه های مذهبی خرافی می باشد و اگر نبود لوک جنگ قبیلگی و ظلم تبهکاری همه جا را فرا می گرفت. بالاخره برای ما هنوز جای این سوال باقی است که خانه لوک کجاست؟ و چرا همیشه در پایان غرور انگیز پیروزیهایش در غروبی زیبا به سمت خورشید (نماد سرزمین موعود درکتاب مقدس) می رود! بالاخره فسادها و جرمهای فراوان و رو به رشد موجود در غرب را ببینیم یا حرف کارگردان «لوک» را گوش بدهیم.در بسیاری از فیلمها و کارتونهای پلیسی هم جای این سوال باقی است.
در کارتون «گالیور» هم می بینیم سفید پوست بزرگی با سمبلها و مدلهای مو و لباس نژاد انگلیسی-آمریکایی به جزیره آدم کوچولوها (جهان شرقی) می رود و این کوچولوهای بی دفاع بر قدرت مادی و مغز پرجولان گالیور تکیه کرده و دشمنان خود را شکست می دهند و بدون حضور گالیور شکست آنها قطعی بود.

در فیلم «رابینسون کروزوئه» هم شاهدیم سفید پوستی انگلیسی تبار که کشتی اش شکسته و در جزیره ای تنها مانده است با سیاه پوستانی بی تمدن و وحشی و آدم خوار رو برو می شود که یکدیگر را قربانی کرده و می خورند؛ اما رابینسون پرعاطفه و دل نازک یکی از این بی تمدنها را به نام «جمعه» از دست قبیله آدم خوار و سبک مغزش نجات می دهد و جمعه در اثر همنمشینی با این یار مهربان « با سواد» می شود و به سمت تمدن و پیشرفت حرکت می کند و به تدریج تمام آن مردم عقب مانده به شیوه های زندگی و معاشرت رابینسون ایمان آورده و آن قهرمان بزرگ را به عنوان رهبر و منجی عزیز خود می پذیرند و به سبک او زندگی می کنند. آیا غلوآمیزتر از این هم می شد تمدن غرب را به عنوان تنها سرور و راهبر جهانیان توسعه نیافته و به اصطلاحِ غربی ها «جهان سومی» ، معرفی کرد یا نه؟
نگره صهیونیستی حاکم بر آثار والت دیزنی، بعضاً به تولید انیمیشن‌ها و فیلمهای تاریخی در خصوص زندگی انبیای الهی منجر شده که سه کارتون:«کشتی نوح، زندگی حضرت موسی و زندگی حضرت یوسف» علیهم‌السلام از آن جمله‌اند. در تمامی این آثار، بر اساس قصص تورات، روایات تحریف شده‌ای از زندگی انبیای اولوالعزم ارائه شده است که شأن و منزلت و عصمت این بزرگ مردان را در ذهن مخاطب پائین می آورد و رواج سکولاریسم (جدایی دین و دنیا) و مادی گرایی را تسریع می کند. جالب توجه آنکه در برخی از این آثار، شخصیت‌های اصلی انیمیشن با صدای مشهورترین ستارگان یهودی سینما سخن می‌گویند! مثلاً در انیمیشن «پرنس مصر» که روایتگر زندگی حضرت موسی علیه‌السلام است، «وال کیلمر» به جای موسی علیه‌السلام، «میشل اِفایفر» به جای همسر و «ساندرا بولاک» به جای خواهر او صحبت می‌کنند. همچنین در تیتراژ پایانی این انیمیشن پر هزینه اسامی مشهور دیگری (از بازیگران یهود هالیوود) می‌توان دید که صدای آنها برای بسیاری از تماشاگران غربی خاطره‌انگیز و آشناست.
علاوه بر انیمیشن، در عرصه فیلم کودک نیز هالیوود از تعدی صهیونیست‌ها مصون نمانده و کلیشه‌های خاصی در قالب فیلم کودکان، طی چند دهه اخیر مدام تکرار شده‌اند. مثلاً کلیشه کودک محروم مانده از میراث اجدادی یا جدا افتاده از آغوش گرم مادر که هر یک به نوعی تداعی‌گر یهودی مظلوم و به دور مانده از سرزمین مادری خویش‌اند در این قبیل داستان ها از پیام هایی که در کتب مقدس یهودیان آمده است ومخاطب یهودی و بسیاری از غیر یهودیان به راحتی می فهمند که منظور از آن چیست استفاده می شود یهودیان اسراییل را مادر قوم خویش می دانند و اینکه شهر یا منطقه ای به انسان تشبیه شود، درجای جای تورات آمده است.«داستان سیندرلا»مثال خوبی برای این کلیشه نخ‌ نما وتکراری است.
داستان « هاچ زنبور عسل » هم به کودک یهودی می فهماند که باید به دنبال مادرزیبا و نورانی خویش باشی و همه غیر یهودیان موجوداتی مخوف ، بدجنس و حتی بد بو هستند که می خواهند او را از بین ببرند . این داستان به بچه های غیر یهودی هم این پیام را القاء می کند که دیگران دشمنان و موانع رسیدن او به هدفش هستند و در مجموع حس اعتماد به دیگران را در کودک از بین می برد
کلیشه کودک شیطانی که با زیرکی بر دشمنانی که قصد تجاوز به خانه و کاشانه او را دارند، فایق می‌آید و آنها را به سختی مجازات می‌کندهم شبیه مورد قبلی است . مجموعه طنز «تنها در خانه»بر اساس همین کلیشه پدید آمده و با نگاهی ساده به مضامین آن، ردپای چهار جنگ اعراب و اسراییلی و شکست اعراب در هر چهار جنگ را می‌توان دید.

برخی از آثار انیمیشن نیز محملی برای پیام‌های سیاسی هستند. مثلاً در کارتون «شیر شاه» ردپای نزاع دو ابرقدرت طی سال‌های جنگ سرد و آشتی مجدد نسل‌های آتی بعد از فروپاشی نظام کمونیستی در شوروی سابق به وضوح مشهود است. توضیح اینکه شیر نماد سلطه جهانی یهود است و در تورات آمده است : « وبقیه یعقوب ، در میان امتها و قومهای بسیار مثل شیردر میان جانوارن جنگل و مانند شیر درنده در میان گله های گوسفند خواهند بود که هنگام عبور پایمال می کند و می درد و کسی نمی تواند مانع او شود . قوم اسراییل دربرابر دشمنانش خواهد ایستاد و آنها را نابود خواهد کرد . »

برگرفته از: سایت علمی پژوهشی یهود

تعداد مشاهده : 942 بازدید
نويسنده : admin

نامه ای برای همه جوانان ایران

انتشار در: ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲

نامه امام خمینی (ره) به مرحوم حاج سید احمد خمینی (ره)

نامه ای برای همه جوانان ایران

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله و اصلاه و السلام علی رسول الله صلی الله علیه و آله
وصیتی است از پدری پیر که عمری را با بطالت و جهالت گذرانده، و اکنون به سوی سرای جاوید می رود با دست خالی از حسنات و نامه أی سیاه از سیئات، با امید به مغفرت الله و رجاء به عفو الله است به فرزندی جوان که در کشاکش با مشکلات دهر، و مختار در صراط مستقیم الهی ( که خداوند به لطف بیکران خود هدایتش فرماید) یا خدای ناخواسته انتخاب راه دیگر ( که خداوند به رحمت خود از لغزش ها محفوظش فرماید).
فرزندم، کتابی را که به تو هدیه می کنم شمه أی است از صلاه عارفین و سلوک معنوی اهل سلوک، هر چند قلم مثل منی عاجز است از بیان این سفرنامه. واعتراف می کنم که آن چه نوشته ام از حد الفاظ و عباراتی چند بیرون نیست، و خود تا کنون به بارقه أی از این شمه دست نیافتم.
پسرم، آنچه در این معراج است غایه القصوای آمال اهل معرفت است که دست ما از آن کوتاه است (عنقا شکار نشود دام بازگیر «۱») لکن از عنایات خداوند رحمان نباید مأیوس شویم که او جل و علا دستگیر ضعفا و معین فقرا است.
عزیزم، کلام در سفر از خلق به حق، و از کثرت به وحدت، و از ناسوت به مافوق جبروت است، تا حد فناء مطلق که در سجده اول حاصل شود، و فناء از فناء که پس از صحو، در سجده دوم حاصل گردد. و این تمام قوس وجود است من الله و الی الله. و در این حال، ساجد و مسجودی و عابد و معبودی در کار نیست: « هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن.» «۲»
پسرم، آنچه در درجه اول به تو وصیت می کنم آن است که انکار مقامات اهل معرفت نکنی، که این شیوه جهال است، و از معاشرت با منکرین مقامات اولیاء بپرهیزی، که اینان قطاع طریق حق هستند.
فرزندم، از خودخواهی و خودبینی به درآی که این ارث شیطان است، که به واسطه خودبینی و خودخواهی از امر خدای تعالی به خضوع برای ولی و صفی او «جل و علا» سرباز زد. و بدان که تمام گرفتاری های بنی آدم از این ارث شیطانی است که اصل اصول فتنه است، و شاید آیه شریفه ی « و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین لله (بقره/۱۹۳) در بعض مراحل آن، اشاره به جهاد اکبر و مقاتله با ریشه فتنه که شیاطین بزرگ و جنود آن، که در تمام اعماق قلوب انسان ها شاخه و ریشه دارد، باشد. و هر کس برای رفع فتنه از درون و برون خویش باید مجاهده نماید. و این جهاد است که اگر به پیروزی رسید همه چیز و همه کس اصلاح می شود.
پسرم، سعی کن که به این پیروزی دست یابی، یا دست به بعض مراحل آن. همت کن و از هواهای نفسانیه، که حد و حصر ندارد، بکاه، و از خدای متعال جل و علا استمداد کن که بی مدد او کس به جایی نرسد. و نماز، این معراج عارفان و سفر عاشقان، راه وصول به این مقصد است. و اگر توفیق یابی و یابیم به تحقق یک رکعتِ آن و مشاهده انوار مکنون در آن و اسرار مرموز آن، ولو به قدر طاعت خویش، شمه أی از مقصد و مقصود اولیای خدا را استشمام نمودیم، و دورنمایی از صلاه معراج سید انبیاء و عرفا علیه و علیهم و علی آله صلواه و السلام را مشاهده کردیم، که خداوند منان ما و شما را به این نعمت بزرگ منت نهد. راه بس دور است و بسیار خطرناک و محتاج به زاد و راحله ی فراوان، و زاد مثل من یا هیچ یا بسیار اندک است، مگر لطف دوست جل و علا شامل شود و دستگیری کند. عزیزم، از جوانی به اندازه أی که باقی است استفاده کن که در پیری همه چیز از دست می رود، حتی توجه به آخرت و خدای تعالی. از مکاید بزرگ شیطان و نفس اماره آن است که جوانان را وعده صلاح و اصلاح در زمان پیری می دهد تا جوانی با غفلت از دست برود و به پیران وعده طول عمر می دهد. و تا لحظه ی آخر با وعده های پوچ انسان را از ذکر خدا و اخلاص برای او باز می دارد تا مرگ برسد، و در آن حال ایمان را اگر تا آن وقت نگرفته باشد، می گیرد. پس در جوانی که قدرت بیشتری داری به مجاهدت برخیز، و از غیر دوست جل و علا بگریز، و پیوند خود را هر چه بیشتر ـ اگر پیوند داری ـ محکمتر کن، و اگر خدای نخواسته نداری، تحصیل کن، و در تقویتش همت گمار، که هیچ موجودی جز او جل و علا سزاوار پیوند نیست. وپیوند با اولیای او اگر برای پیوند به او نباشد، حیله ی شیطانی است که از هر طریق سد راه حق کند. هیچ گاه به خود و عمل خود به چشم رضا منگر که اولیای خلص خدا چنین بودند و خود را لاشی ء می دیدند، و گاهی حسنات خود را از سیئات می شمردند. پسرم هر چه مقام معرفت بالا رود، احساس ناچیزیِ غیر او جل و علا بیشتر شود.
در نماز، این مرقاه وصول الی الله، پس از هر ستایش «تکبیر»ی وارد است، چنانچه در دخول آن «تکبیر» است، که اشاره به بزرگتر بودن از ستایش است، ولو اعظمِ آن که نماز است. و پس از خروج، «تکبیرات» است که بزرگتر بودن او را از توصیف ذات و صفات و الفعال می رساند. چه می گویم، کی توصیف کند! و چه توصیف کند! و کی را توصیف، و با چه زبان و چه بیان توصیف کند! که تمام عالم، از اعلی مراتب وجود تا اسفل السافلین، هیچ است و هر چه هست او است، و هیچ از هستی مطلق چه تواند گفت. و اگر نبود امر خدای تعالی و اجازه ی او جل وعلا، شاید هیچ یک از اولیاء سخنی از او نمی گفتند، در عین حال که هر چه هست سخن از اوست لاغیر، و کس نتواند از ذکر او سرپیچی کند که هر ذکر، ذکر او است. « وقضی ربک الا تعبدوا الا ایاه»(اسراء/۲۳) و «ایاک نعبد و ایاک نستعین» (حمد/۴) که شاید از لسان حق خطاب به همه موجودات است « وان من شی ء الا یسبح بحمده و لکن لاتفقهون تسبیحهم» (اسراء/۴۲) این نیز به لسان کثرت است، و گرنه او حمد است و حامد است و محمود: « ان ربک یصلی» همانا پروردگار تو نماز می گزارد … (اصول کافی، ج۲، ص۳۲۹)، « الله نور السماوات و الارض» (نور/۳۵)

پسرم، ما که عاجز از شکر او و نعمت های بی منتهای اوییم، پس چه بهتر که از خدمت به بندگان او غفلت نکنیم که خدمت به آنان خدمت به حق است، چه که همه از اویند. هیچ گاه در خدمت به خلق الله خود را طلبکار مدان که آنان به حق منت بر ما دارند، که وسیله خدمت به او جل و علا هستند. و در خدمت به آنان دنبال کسب شهرت و محبوبیت مباش که این خود حیله شیطان است که ما را در کام خود فرو برد. و در خدمت به بندگان خدا آنچه برای آنان پر نفع تر است انتخاب کم، نه آنچه برای خود یا دوستان خود، که این علامت صدق به پیشگاه مقدس او جل و علا است.
پسر عزیزم، خداوند حاضر است و عالم محضر اوست، و صفحه ی نفس ماها یکی از نامه های اعمالمان. سعی کن هر شغل و عمل که تو را به او نزدیک تر کند انتخاب کن که آن رضای او جل و علا است. در دل به من اشکال مکن که اگر صادقی، چرا خود چنین نیستی، که من خود می دانم که به هیچ یک از صفات اهل دل موصوف نیستم، و خوف آن دارم که این قلم شکسته در خدمت ابلیس و نفس خبیث باشد، و فردا از من مؤاخذه شود، لکن اصل مطالب حق است اگر چه به قلم مثل منی که از خصلت های شیطانی دور نیستم. و به خدای تعالی در این نفسهای آخر پناه می برم و از اولیای او جل و علا امید دستگیری و شفاعت دارم.
بارالها، تو خود از این پیر ناتوان و احمد جوان دستگیری کن، و عاقبت ما را ختم به خیر فرما، و با رحمت واسعه ی خود ما را به بارگاه جلال و جمال خود راهی ده.

والسلام علی من اتبع الهی
شب ۱۵ ربیع المولود ۱۴۰۷
روح الله الموسوی الخمینی

تعداد مشاهده : 954 بازدید
نويسنده : admin
صفحه 1 از 11